روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

به نامش

از بین همه غذاهایی که این مدت امتحان کردم ، بیشتر از همه آش دوغ میدان انقلاب به دلم چسبید!

نون.الف
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

به نامش

بازی وبلاگی از وبلاگ Inside Moster

به دعوت وبلاگ پژوهشگر

نون.الف
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

یا من علیه معولی

چند روزی هست که عکس این تسبیح در کنارم نامم اضافه شده. رازی است در آن ، که میخواهم همیشه و همیشه در خاطرم بماند ...

میخواهم در خاطرم بماند گره های چند ساله نخ های تسبیح ...

میخواهم در خاطرم بماند تلاش طولانی و بی حاصلم برای باز کردن گره های در هم تابیده شده چند ساله ...

میخواهم در خاطرم بماند لحظه استیصال، لحظه ای که راهی جز از هم گسستن همه چیز نبود ...

میخواهم در خاطرم بماند یک "خدایا کمک کن" از ته دل ...

میخواهم در خاطرم بماند باز شدن به ناگاه تمام گره ها ...

میخواهم در خاطرم بماند آن معجزه و این شگفتی ...

و میخواهم در خاطرم بماند قدرت خدایی که میتواند گره های چندساله در هم تنیده شده ای که با تدبیر و تلاش من گشوده نشد ، میتواند همه گره های چند ساله در هم تنیده شده را در آنی معجزه آسا بگشاید ...

فقط باید از ته دل گفت : خدایا کمک کن.


پ.ن: از مولانا :  می‌گفت ای خدایا ما را به شهر او بر

                       تا حاصل آید آن جا دل را گره گشایی

                       بگذشت چند سالی در انتظار این دم

                       بی انتظار ندهد هرگز دوا دوایی

                       یا رب ظلمت نفسی بردر حجاب حسی

                       گر مس نمود مسی آخر تو کیمیایی

پ.ن2 : تسبیح اصل کربلاست.از یکی از دوستان به امانت پیش من مانده است برای یادآوری این خاطره تا مدتی ...


پ.ن3: نظرات پاسخ داده شد . ممنون از حضور دلگرمی بخشتان :)

نون.الف
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نام ...

شب است و سکوت است و ماه است و من  
فغان و غم و اشک و آه است و من  

شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام  
شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام  

شب و ناله‌های نهان در گلو  
شب و ماندن استخوان در گلو  

من امشب خبر می‌کنم درد را 
که آتش زند این دل سرد را  

بگو بشکفد بغض پنهان من  
که گل سرزند از گریبان من  

غرورم نمی‌خواست این سان مرا  
پریشان و سر در گریبان مرا  

غرورم نمی‌دید این روز را 
چنان ناله‌های جگر‌سوز را 

نه، این دل سزاوار ماندن نبود  
سزاوار ماندن، دل من نبود  

من از انتهای جنون آمدم  
من از زیر باران خون آمدم  

هلا، دین‌فروشان دنیا‌پرست! 
سکوت شما پشت ما را شکست  

چرا ره نبستید بر دشنه‌ها؟ 
ندادید آبی به لب تشنه‌ها 

خموشید و آتش به جان می‌زنید  
زبونید و زخم زبان می‌زنید  

کنون صبر باید بر این داغ‌ها 
که پر گل شود کوچه‌ها، باغ‌ها


علیرضا قزوه

با بیش از اندکی تصرف و تلخیص

پ.ن: التماس دعا دارم. برای خودم و برای حال خوب همه حال های ناخوب...


نون.الف
۱۵ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

به نام خدا

قسمت سوم

امروز به تنهایی سری زدم به پاتوق کتاب ( چهارراه کالج) که برایم واقعا پاتوق کتاب بود. اما متاسفانه فضای قبلی را برای مطالعه کتاب نداشت. ولی همچنان کتابهای مورد علاقه ام برای خواندن را در آنجا توانستم پیدا کنم.

کتاب رشد و حرفهای مولا را خریدم البته به خودم قول دادم حتما سریع تر آنها را بخوانم و مجددا برای خرید بقیه کتابها به آنجا برگردم .

نون.الف
۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۲:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نام خدا

قسمت سوم

امروز قرار گذاشته بودیم برویم کهف الشهدا اما ...

نون.الف
۱۸ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نامش

خیلی ها که عاشق کشورشان هستند دوست دارند فرصتی خاص پیش بیاید و نشان دهند که تا چه اندازه حاضرند برای سرزمین مادری شان با تمام وجود قدم بردارند.

من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید ، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و ... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت. هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران. 

خیراله سلیمیان

پی نوشت: فکر میکنم در دنیای امروز که بحران آب جدی است اسراف آب (یا منابع دیگر، چه فرقی میکند) نه تنها یک گناه بزرگ و حق الهی بر ماست بلکه به خاطر تاثیر زیادی که در زندگی افراد دیگر جامعه و نسل های آینده دارد حق الناس هم هست. لطفا به خاطر خدا، خودمان و دیگران درست مصرف کردن را یادبگیریم و منابع را مدیریت کنیم.

نون.الف
۱۷ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲ نظر

به نام خدا

قسمت دوم

نون.الف
۱۷ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نام خدا

قسمت اول

تصمیم گرفتم تابستان امسال را کمی متفاوت با سالهای قبل بگذرانم و خودم را در چالشی عمیق با زندگی قرار دادم. کوله بار سفر را بستم و راه افتادم به هرجا که سرنوشت مرا بخواند! ( البته نه اینقدر شاعرانه!)

نون.الف
۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۱:۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نامش

اگر عقیده مخالف ، شما را عصبانی میکند نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید!

اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج ، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد ، شما به جای عصبانی شدن احساس دلسوزی می کنید ، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند ....

اغلب بحثهای بسیار تند ، آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند .

شکنجه در الاهیات به کار می رود ، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد ، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید ، مراقب باشید

احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید!


چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم

برتراند راسل

نون.الف
۱۴ تیر ۹۶ ، ۰۶:۰۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر
یا عماد من لا عماد له
من فارغ التحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه امیرکبیر هستم. بعد از دوره کارشناسی بنا به دلایلی که برای خودم و اهلش قابل فهم هستند تصمیم گرفتم که ادامه تحصیل را به تعویق بندازم و با وجود قبولی در دوره ارشد از تحصیل انصراف دادم.
اما امان از دماغ های گنده ای که از کفش زندگی مردم بیرون نمی روند !
این مدت انواع و اقسام کامنتها را از اهل و نااهل و غریبه و آشنا دریافت کردم که باید زندگی خودم‌ را چطور بگذرانم. همراه با چاشنی انواع و اقسام سوالها از خصوصی ترین تا کلی ترین مسائل زندگیم. آدم‌ گیر مامور ساواک بیفتد اینقدر سوال و جواب نمی شود که بخواهد زندگی اش را به شیوه خودش هرچند کمی متفاوت با شیوه معمول دیگران پیش ببرد.
آقای کیک بعد از یک سال و اندی وقت که ترا ندیده: ببین فلانی خودش تو نفت کش انداخت تا استرالیا شنا کرد الان داره پول در میاره ااز گشنگی نمرده. تو هم برو‌. :|زمانی بود به این اعتقاد داشتم که با دیگران همان طوری برخورد کنم که دوست دارم با من برخورد کنند. برای همین هیچ‌وقت کاری به کار کسی نداشتم. اگر کسی از من کمکی خواست با تمام توانم کمکش کردم ولی بدون قضاوت و پیش داوری و تجسس و بازپرسی. ظاهرا دیگرانی که اطراف من هستند این اعتقاد را ندارند. البته خیلی وقت ها هم فرد مقابل به خاطر این برخورد از من تشکر کرده: ممنون که چیزی نمیپرسی. ممنون که اینقدر درکت بالاست.
همین تقدیرهای گاه و بیگاه باعث شده این رفتارم را دوست داشته باشم و سعی کنم آن را ادامه دهم. ولی یک روزی مثل امروز جوش آوردم از این همه اظهارنظرهای ....
فلان کیک من را دیده و میگوید: ببین تو میدونستی که میتونی تو بخش تجهیزات بیمارستان ها کارکنی؟ برو خوب.
من: ....
با این آدمها چطور می شود برخورد کرد؟ آدمهایی که نمیدانند کسی که در یک دانشگاه معتبر درس خوانده نه تنها با معنی و امکان تحصیل درخارج از کشور آشناست بلکه شاید یک پله بالاتر از آن را دیده باشد. با آدم هایی که نمیداند اگر فارغ التحصیل مهندسی پزشکی با واحدهای درسی تجهیزات پزشکی و دوره های کاروزی در بیمارستان معنی کار مهندسی پزشکی در بخش تجهیزات بیمارستان را نفهمد هیچ کس دیگر هم نخواهد فهمید. با این آدمهایی که خودشان اهل اینند که هر کاری به فکرشان رسید و توانشان قد داد بکنند و حتی به فکرشان هم نمی رسد گاهی اگر کسی کاری نکرد شاید نخواست ، با این آدمها باید با چه زبانی برخورد کرد؟ باید چه رفتاری داشت؟
 اتفاق امروز را با دوستان و هم دانشگاهی هایم در میان گذاشتم. یکی از این برخورد با نام جهل مرکب یاد کرد که بسی عبارت به جایی است. کسی که نمیداند که نمیداند ! یکی دیگر سر درد دلش باز شد که در مدت خانه نشینی اش فوبیای زن همسایه پیدا کرده از بس که هر روز زنان همسایه آمار حرکات و اعمال و تصمیماتش را رصد که نه! مورد بازجویی مستقیم قرار میدادند. و قطعا اگر واکنش دوست دیگرم نبود احتمالا اتفاق امروز به یک دوره هفت روزه کشیده میشد.

چند توصیه خداپسندانه:
۱. لطفا در زندگی شخصی دیگران دخالت نکنید.
۲. لطفا قبل از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین نگاهی به زندگی های پرعیب و ایراد خودتان بیندازید. در این مورد به شدت تاکید میکنم روی این مسئله که چراغی که به خانه خودتان رواست لطفا در خانه خودتان روشن کنید. 
۳. لطفا قبل از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین اول از آنها بپرسید آیا نظر و راهکار میخواهند؟
۴. لطفا بعد از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین دقت کنید آیا پاسخ یا نشانه ای دریافت میکنید که ادامه دهید به بذل نظر و راهکار؟ شاید سکوت طرف مقابل تمایل به ادامه مکالمه نباشد. بلکه احترام به شخصیت خودش ، دعوت شما به سکوت و یک راهکار عملی و اظهار نظر غیر کلامی برای رفتار ناشایست شما باشد.
۵. لطفا برای خدا و برای آسایش خلق خدا روی عزت نفس و اعتمادبنفس خودتان کار‌کنید. علت اصلی این رفتار فقط ضعف و حقارت شخصیت است. آدمی که به خودش مطمئن است نیازی به سرک کشیدن به زندگی بقیه ندارد. 
۶. شاید بیشتر از شما نه ولی به اندازه شما هرکس نگران و دلسوز سرنوشت خودش باشد.#کاسه_داغ_تر_از_آش

مصادره به مطلوب: اگر خیلی نگران کار و بار و زندگی جوان ترها هستید میخواستید به جای رای دادن به رئیس جمهوری که نرخ بیکاری را بالا می برد به رئیس جمهوری رای بدهید که دولت کار و کرامت را راه بیندازد:/ #برو_کار_کن
 
پی نوشت: هیچ آدمی را ندیدم که نمره سلامت روان بالایی  داشته باشد و جزو افرادی باشد که در متن ذکر کردم. توصیه ام به کسانی که از این قسم برخوردها آزرده می شوند این است که آزارندگان را به حال خودشان بگذارید. این ها حتی اگر کسی با آنها درگیر نشود با خودشان درگیرند. آنها مجرم نیستند، بیمارند.
پی نوشت دوم: دعایم برای خودم این است: صبور بمانم و جواب بی ادبی را بی ادبی ندهم. با رفتاری که از آن ازرده شدم دیگران را آزرده نکنم. برایم دعا کنید.
نون.الف
۰۸ تیر ۹۶ ، ۰۲:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۷ نظر

به نامش

در تعریف تمایز آورده اند رفتن برگشت ناپذیر  از یک مرحله به مرحله بعد و رشد می شود بزرگ شدن برگشت ناپذیر در همان مرحله ای که هستی.

نمیدانم اسمش را رشد بگذارم یا تمایز ( شاید هر دو شاید هیچ کدام) ولی از خود قبلی ام، از بودن های گذشته هام به هر شکلی احساس رضایت نمیکنم. چند روزی بود که مطالب آرشیوی وبلاگ را میخواندم. پاک کردن تمامشان کار عاقلانه ای به نظر میرسید.

امروز جمله ای خواندم که اگر یک آدم ۱۸ تا ۳۰ ساله از خواندن نوشته های سه سال پیش خودش احساس رضایت کند یعنی در این مدت رشد نکرده. ناخوشحالی ام جای بسی خوشحالی پیدا کرد ! 

ضمن اینکه فرصت را غنیمت میدانم و از قسمت ناخوب خود بیست سال قبل، ده سال قبل، ۵ سال قبل ، سه سال قبل ، سال قبل ، ماه قبل و هفته قبل خودم اعلان برائت و بیزاری میکنم و همین جا هرگونه نسبت دوستی فامیلی یا خانوادگی را بانامبرده تکذیب میکنم ! باشد که قسمت های خوب بی شماری در راه باشد. 

التماس دعا 

نون.الف
۰۷ تیر ۹۶ ، ۰۶:۵۵ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر
احساس میکنم در نقطه عطفی دیگر قرار گرفته ام.
احساس میکنم در شروع یک تحول انفسی و یک رنسانس فکری هستم.
نون.الف
۰۳ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۲ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۴ نظر

به نام در هم شکننده ستمگران

#پیام_وارده:  داعش یک تفکره! نه صرفا یک گروه که یه گوشه ی دنیا آدم بکشن! این تفکر ممکنه همه جا باشه! خیلی هم نزدیک به شما! از اطرافیانت بگیر تا زیر ِ متکایی که بهش تکیه زدی! #داعش جایی بوجود میاد که مسلمونی که نماز و قرآن و روزَه اش ترک نمیشه، #ولایت رو میذاره کنار! اگر ولایت رو از زندگی ِ اعتقادیت حذف کنی ، سَر بریدن میشه تفریحت! حالا یا با شمشیر ، یا با اسلحه ، یا با زبون یا قلم! وجه مشترکش #قساوت قلبه!

نون.الف
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۴:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
به نامش
بعد نوشت:اگر کسی بینگارد که جدایی دین از سیاست، تفکری است خاص این عصر، در اشتباه است!
هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته، امت محمد (صلی الله علیه و آله)،  تیغ بر "اوصیا" او کشیده اند و با نام اسلام، "قلب اسلام" را که "امام" است، می درند.
فتح خون صفحه ۵۱
شهید آوینی

قبل نوشت: چقدر دینداری بدون سیاست بی مزه و چقدر سیاست بدون دینداری مشمئزکننده است.
ولی اون مقدار که سیاسی بودن بدون دین مداری و خدا محوری باعث اشمئزاز هست دین داری بدون سیاسی بودن زننده نیست! سیاست ما عین دیانت‌ ما و دیانت ما عین سیاست ماست.

پی نوشت اول: کوتاه بخوانید
پی نوشت دوم: میخواستم بعد نوشت را زیر مطلب خودم که قبلا نوشته بودم کپی کنم. ولی حیف کلام سید شهیدان اهل قلم است که زیرنوشت همچون منی باشد:)
نون.الف
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر