روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

۱۰ مطلب با موضوع «دیالوگ» ثبت شده است

به نامش

هاردی: میخوام ازدواج کنم
لورل: با کی ؟
هاردی: معلومه دیگه, با یه زن. .... مگه تو کسی رو دیدی که با یه مرد ازدواج کنه ؟
لورل: آره
هاردی : کی ؟
لورل: خواهرم

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

به نامش

جهانگیر: مستشار!
نیما: جانم. بفرمایید.
جهانگیر: تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟
نیما: من کلاً در رابطه با شما به عشق بدون نگاه هم اعتقاد دارم!

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نامش

تو میخوای من اونی باشم که واقعن تو میخوای من باشم ؟ اگه من اونی باشم که تو میخوای ، پس دیگه من ، من نیست . یعنی من خودم نیستم. 

خسرو شکیبایی

 

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به نامش

همفری بوگارت: چشمات اذیتت میکنه؟
لورن باکال: نه
بوگارت: ولی پدر منو درآورده

خواب بزرگ


روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نامش

فامیل دور:راه رفتـنـی را، باید رفت!
در بستنی را، بــــاید بست!
پسر عمه زا: در بستنی رو باید لیسید...! :)))

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نامش

یک جا هست که باید وایستی. یک جا هم هست که باید در ری. اما خدا نکنه جای این دو تا با هم عوض شه که دیگه تا آخر عمر بدهکار خودتی.

دندان مار - مسعود کیمیایی

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نامش

توی زندگیم هر وقت به یه دوراهی رسیدم بدون استثنا میدونستم راه درست کدومه
اما همیشه راه اشتباه رو انتخاب کردم
میدونی چرا؟
چون راه درست لعنتی همیشه سخت تر بود


(آل پاچینو-بوی خوش زن-scent of woman)

روشنا
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

Don't "think" you are . 

Know" you are". 

Stop "tyring to" hit me and hit me

روشنا
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰

به نام خدا

پیرمرد(رضا کیانیان):دلت گرفته ؟

سرباز(هومن سیدی): آره

پیرمرد(رضا کیانیان):دل همه میگیره,دل داشته باشی میگیره دیگه,اصــلــا دلــی کـه نــگـیـره کــه دل نـیـسـت..
یا رفیق من لا رفیق له.
میخوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه ؟
مثل من چشمات و ببند ...د ببند دیگه...چی میبنی ؟

سرباز: هیچ کس 

پیرمرد:هیچ کس قشنگه دیگه ... هیچ کس همه کسه ، همه کس هیچ کسه!

روشنا
۱۹ مرداد ۹۲ ، ۰۷:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به نام خدا 

من از مردم همین شهرم، همه ی آدمای این شهرم دوست دارم، چون تقریبن هیچ کدومشون رُ نمیشناسم.

از آدمای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم، اگه کسی حرف این مجسمه ها رُ باور کنه، باید بین خودشُ مردم نرده بکشه. من این حرفارُ باور کردم، اصلن باور کردنی هست؟؟؟!!! توانا بود هر که دانا بود؟؟ واقعن؟؟؟
من با اینا غریبم، با مجسمه ی آدما، با آدمای مجسمه...

اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن. شاید می ترسم!! شاید خیالاتی امُ می ترسم با پیدا کردن دوست، مجبور شم از خیالبافی دست بردارم. اما اگر دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن تا اخر عمر به هم دروغ بگن، بهتره تنهایی بشیننُ به چیزایی فکر کنن که دوست دارن.

شب های روشن - فرزاد موتمن

روشنا
۰۲ دی ۹۱ ، ۱۸:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰