روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

کمند لطف

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۱۹ ب.ظ

به نامش 

کمند لطف 

یک داستان اما عارفانه 

محمدرضا رنجبر 

این کتاب، دیداری کوتاه البته با چاشنی شعر بود از ماجرای آدمی که چند ساعتی را با مریدش که از آن با اسم پیر یاد میکند می گذراند و با صحبت های او ارشاد میشود. فکر میکنم کمند لطف اشاره به نماز دارد. چون در این باب زیاد صحبت شده بود. همچنین نام یکی از داستان های عطار است که فکر میکنم به همین دلیل کتاب آهنگ کتاب های قدیمی را داشت. اما صحبت های آن امروزی بود و خبری از کلمات کهن در آن نبود. 

این ایده را که از لحن فارسی قدیمی و جا به جا کردن ارکان جمله برای نوشتن استفاده شده بود را نپسندیدم و به نظرم مضحک آمد ! اما چون مثالها ، صحبت ها و تفسیرهایی که در آن بود روشنگر و جالب بود مطالعه را تا آخر ادامه دادم و به نظرم این یک عیب در برابر محاسن این کتاب قابل چشم پوشی است. مثلا از تفسیری که در مورد آیه " لان شکرتم لازیدنکم " آورده شده بود ، خیلی لذت بردم و مطلب کاملا برایم جا افتاد . ضمن اینکه خیلی هم خلاصه و مفید توضیح ها در قالب داستان آورده شده بود. در واقع توضیح روی جلد کتاب درست و واضح بود : یک داستان، اما عارفانه

چون متن کتاب زیاد است آن را به طور خلاصه اینجا مینویسم : 

از پیر پرسیدم چرا هر که شکرگذارتر است سختی هایش هم بیشتر است و کسی که غافل تر است و کفران می کند نعمت های زیادی دارد ؟ مگر خدا نگفته لان شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید ؟ 

پیر تعداد زیادی قند در فنجان چایم ریخت. قند ها ضایع شدند ، چای هم همین طور . در جواب نگاه پرسشگر من گفت : نعمت ها مثل قندند و آدمی مثل چای  اگر قند را زیاد کنی ولی چای را نه ، هر دو را ضایع کردی. و همین ضایع شدنها و هدر رفتن ها خودش عذابی است شدید چرا که کیفر کفران است.  اما اگر قبل از زیاد کردن قند چای را زیاد کنی مثل همان پاداش شکر است. آدمی را پیش از آنکه نعمت ببخشند او را وسعت دهند و گنجایش و ظرفیت تا مبادا اسیرش ببینند . اسیر نعمتها . آدمی اگر زیاده شود و شرح صدر یابد ، دیگر شیرینی ها و تلخی ها پیش چشمانش یکی است. آیه نمیگوید "نعمت هایتان را افزون می کنم" می گوید شما را افزون می کنم. کدام بالاتر است ؟ ما افزون شویم یا نعمت هایمان ؟!

قسمتی از کتاب : 

جان من ! یادت باشد که در زندگانی اموری چند بر انسان رخ می دهد که برایش بسی بی معناست. حال آنکه همین امورات بی معنی به گونه ای صحیح در کنار هم چینش دهد یه چه معنی ها که خواهد رسید ! 

پس اگر کارهایی اتفاق می افتد که برای تو بی معنی می نماید تازه دریاب که تو به حرف ها رسیده ای. حرف هایی که پایه و اساس چه کلمه هایی خواهند بود . 

۹۵/۰۵/۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">