روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

فصل شیدایی لیلاها

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۰۹ ب.ظ

بسم رب الحسین -ع- 

فصل شیدایی لیلاها 

سید علی شجاعی 

جان می دهی اگر ببینی شمر راهی قتلگاه است ...شمر می رود و جان زینب هم... که خنجری است در دستان شمر...قالب تهی می کنی اگر جابر بگویدت که پیامبر گفت : با قیامت فقط شیعیان علی را به نام پدر می خوانند و باقی به نام مادر که شرم نباشد از ولادت طهارت...ببین که نعل تازه می زنند ... و ورق پاره های قرآن به قتلگاه ... و شمر می رود ...و جان زینب هم ...مجنون می شوی تا ابد اگر بشنوی که شمر بر سینه و حسین در این کلام : 

-اکنون هم اگر برخیزی و این قساوت به دستان تو نباشد ...شفاعتت را خودم در قیامت ... 

شمر اما ...

***

امان از داستان کربلا ... وای از قصه عاشورا ... که اگر هزار بار هم بشنوی ، بار هزار و یکم دوباره خون در رگ هایت می دود و اشک از چشمهایت می جوشد ... لا یوم کیومک یا اباعبدالله 

کتاب "فصل شیدایی لیلاها" کتابی است که ظاهرا از سبک کتابهای "سید مهدی شجاعی" مثل "پدر، عشق، پسر" ایده گرفته است و نویسنده شیوه پدرش را برای دوباره گویی این روایت انتخاب کرده. داستان در چندین فصل کوتاه روایت شده. درباره هفت تن از یاران امام است که مثل پازل تکه تکه از هرکدام روایتی شده است و در آخرین فصل ها این پازل تکمیل می شود و تصویر شکل میگیرد. این هفت تن در چند گروه جای میگیرند و زبان حال هر کدام از آنها به شیوایی شرح داده شده : 

گروهی که از ابتدا با امام بودند و تا انتها با امام ماندند مثل حبیب و مسلم . 

گروهی که در میانه راه به امام پیوستند مثل زهیر . 

گروهی که در انتها به امام پیوستند مثل حر 

و گروهی که از ابتدا با امام بودند ولی در آخرین لحظه امام را رها کردند. 

موقع خواندنش کمی گیج شدم اما وقتی با سبک کتاب خو گرفتم  جذب شدم. این اثر هنوز پختگی آثار سید مهدی شجاعی نرسیده اما در نوع خودش خوب و قوی نوشته شده. اطلاعات ضمنی که در داستان ارائه شده بود خیلی خوب بود و نثر صریح و شیوای آن خیلی خوب با مخاطب ارتباط می گرفت. از خوانش کتاب لذت کافی و وافی بردم. 

خدا به قلم این نویسنده تازه نفس هم مانند قلم پدر قوت بدهد ان شالله . 

۹۵/۰۶/۰۸ موافقین ۴ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۴)

احساس چقد مواج بود روشنا***
پاسخ:
:)) 
ممنون از حضورت !!! 
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۴۵ قاسم صفایی نژاد
اول باید کتاب‌های پدرش رو بخونم چون هنوز نخوندم ولی دوس دارم بخونم
پاسخ:
اول و آخر ندارند ! همه خوبند! همه رو بخونید !
هفت وادی به ترتیب چنین است : طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت ، و فقر که سرانجام به فنا می‌انجامد . در داستان منطق‌الطّیر ، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ ، سفری را آغاز می‌کنند . در هر مرحله ، گروهی از مرغان از راه بازمی‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌کشند ، تا این‌که پس از عبور از هفت مرحله ، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می‌مانند و با نگریستن در آینه حق درمی‌یابند که سیمرغ در وجود خود آن‌هاست . در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می‌شوند و حقیقت را در وجود خویش می‌یابند . 

" منطق الطیر "
پاسخ:
ممنون از مطلب خوبتان . 
طرز فکرتان را بهتر و مؤثرتر کنید :

طرز فکرتان در مورد خود و زندگی تان تقریبا تمام اتفاقاتی را که برای شما رخ می دهند را تعیین می کند، مسئولیت اصلی شما این است که کنترل طرز فکرتان را داشته باشید و تمرکز شفاف حرف‌ها و افکارتان را بر کارهایی که واقعا می خواهید حفظ کنید. هم زمان، باید از فکرکردن به کارهایی که واقعا نمی خواهید خودداری کنید. این فرمول ساده کلید واقعی سلامتی، شادمانی و رفاه شخصی است.
در این روش باید وقتی به اطراف نگاه می کنیم به جای مشکلات و دشواری‌ها باید به امکانات و فرصت‌ها توجه داشته باشیم. هدف این است که به فکر کردن عادت کنید و مانند تمام عادت‌ها قابل یادگیری است. این عادت را با تکرار مداوم می‌توانید تقویت کنید. سرانجام، در هر کاری که انجام می‌دهید ...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">