روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

کوری

پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۵۱ ب.ظ

به نامش 

کوری 

ژوزه ساراماگو 

مترجم: اسدالله امرایی 

برنده جایزه نوبل 1998

کوری ، یک رمان تخیلی - اجتماعی عالی ! نمیخواهم به اصطلاح داستان را spoil کنم ولی از همان صفحه  اول داستان خودتان موضوع را خواهید فهمید . داستان آدمهایی که یکی پس از دیگری کور میشوند، کوری برخلاف کوری که شناخته شد ، به جای دنیایی سیاه و تاریک در دنیایی سفید فرو می روند. 

اول از همه برگردان آقای امرایی جای دستمریزاد دارد. چقدر متفاوت است خواندن ترجمه کسی که تحصیلات آکادمیکش در این زمینه است با ترجمه کسی که تخصص یا تجربه کافی برای این کار را ندارد. هرچند مدت طولانی منتظر بودم تا حتما همین ترجمه به دستم برسد اما واقعا ارزشش را داشت ! نوع خاص کتاب و ایده ی نویسنده در کم به کار بردن علائم نگارشی و عدم به کار بردن علامت نقل قول در گفت و گوها می طلبید که ترجمه ای روان و صریح را انتخاب کرد . 

نمادین بودن داستانها را خیلی می پسندم. مثل یک ورزش ذهنی باید مدام بگردی دنبال منظور و مقصود نویسنده. کوری هم در این داستان نمادی بود از جهل و ناآگاهی آدمهای جامعه که البته گاهی هم توسط شخصیت ها به آن اشاره ای میشد : "ما قبلا هم کور بودیم اما نمی دانستیم که کوریم". شخصیت اول داستان ، زن دکتر ، که تنها شخصی بود که قوه بینایی اش سالم مانده بود نماینده انسان فرهیخته ای در جامعه بود که از دیدن کوری( جهل) آدمها در غصه فرو می رفت و به گریه می افتاد . و همانطور که زندگی برای تنها انسان بینا در جامعه کوران و دیدن درد و رنج و ضعف آنها دردآور هست، همانطور هم انسان های آگاه و فرهیخته از غم و رنجی که به دیگران به خاطر جهلشان وارد می آید غمگین می شوند. قلم نویسنده این قدر قوی بود که به راحتی میتوانستم با این شخصیت همزادپنداری کنم و غم او غمگینم کند. 

ویژگی جالب دیگری که توجه ام را جلب کرد ، بی نام نوشته شدن داستان بود. در تمام داستان هیچ اسمی آورده نشده بود و شخصیت ها با نقش هایشان معرفی می شدند : مرد کور اول ، دکتر ، زن دختر ، پسر لوچ و ... . البته این مسئله را در کتابهای پائولو کوئیلو هم تجربه کرده بودم . مثلا در سراسر کتاب کیمیاگر فقط یک اسم وجود دارد و آن "فاطمه" است و در سایر آثارش هم اصراری بر انتخاب اسم برای شخصیت ها نداشته . که با اندکی تحقیق متوجه شدم این مسئله ناشی از یک نوع ایدئولوژی است حاکی از نوعی وحدت بین همه موجودات و همه انسانهاست و نامگذاری آنها یک جور شکاف و تمایز ایجاد میکند. عدم نامکذاری برای آن است که به نوع موجود دقت کنیم بدون آنکه در موردش قضاوت دیگری داشته باشیم. درست هم هست ، ما انسانها بدون نام ، همه فقط انسانیم ؛ که در شعر سهراب هم با آن برخورد کرده ایم : "نام را برداریم از درخت، از پشه ، از برگ ، از تابستان." اما فکر نمیکنم هدف ساراماگو از نیاوردن اسم القای چنین اعتقادی بوده باشد. بیشتر نظرم این است که به نحوی میخواست خواننده را هم درگیر این کوری کند. میخواست من خواننده درگیر اسم ها نباشم و تصویر کسی که از این اسم در ذهن من می آید ، روی تصور من از شخصیت ها تاثیر نگذارد و داستان را بدون پیش داوری پیش ببرد که البته موفق هم شد ! 

کتاب جذابی بود که اگر مشغله کاری اجازه میداد قطعا آن را یک نفس میخواندم. در دنیایی که شاید ( که با احتمالی قوی تر از شاید ) ما هم درگیر این کوری و جهل باشیم و ندانسته یا دانسته از آن رنج میبریم، خواندن چنین آثاری می تواند به سان تکان دادن های آدم خوابی به قصد بیدارکردنش باشد، البته اگر قصد بیدار شدن و چشم باز کردن و دیدن داشته باشد. این تجربه مثبت کتابخوانی را به همه توصیه میکنم. 

قسمتی از کتاب : 

زن دکتر گفت من هم به نوعی کورم، کوری شما مرا هم کور کرده . شاید اگر تعداد بیشتری در میان ما قادر به دیدن بودند من هم بهتر میدیدم. ... بیایید چشم باز کنیم . دکتر گفت نمی توانیم کور هستیم، حقیقتی است که گفته اند بدترین نوع کور آن بود که نمیخواست ببیند ، دختر با عینک تیره گفت ولی من میخواهم ببینم، دکتر گفت این دلیل نمیشود که بتوانی ببینی ، فقط با این کار کورتر از همه نخواهی ماند. 

تصویر از سایت جیم

۹۵/۰۶/۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۳)

ممنون بابت این پست روشنا
پاسخ:
خواهش میکنم. ممنون از خوانش شما . امیدوارم مفید بوده باشه. 
۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۳۲ محمد حسین صادقی
واقعا مفید و غالی
ممنون
پاسخ:
خواهش میکنم. 
ممنون از خوانش شما . 

سلام روشنای عزیز.من کوری رو چندسال پیش خوندم.واقعا کتاب خوبی بود.واقعا که پیشنهادخوبیه :)
پاسخ:
بله همین طوره.ممنون از حضودت.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">