روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۲۵ مهر ۹۶، ۲۰:۴۷ - hamid Ghorbani عالی

Deep Dark Fears

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۱۴ ب.ظ

به نامش 

Deep Dark Fears

by 

لینک دانلود کتاب با فرمت jpg

لینک دانبود کتاب با فرمت PDF

یک کتاب تصویری ، یا بقول خودم آبنباتی! ( که شیرینه و زود هم تموم میشه !) که 101 ترس عجیب و مسخره و در بعضی موارد دلخراش و مورمور کننده آدمها را در کنار هم چیده بود. 

نمیدونم دلیل خوندنم به ترغیب بقیه برای خوندن این کتاب کمک کنه یا نه ، ولی بیانش میکنم. من خودم همیشه دوست دارم بدونم آدمهای دیگه چطور فکر می کنند . نه اینکه بخوام قضاوتی داشته باشم یا مقایسه ای کنم یا حتی بخوام خودم رو تغییر بدم ( البته در بعضی موارد تلنگرهایی برای تغییر زده میشه اما غالبا این طور نیست) . به این دلیل که برام مسحورکننده است که ما آدمهای دوپا با این همه شباهت فیزیولوژیک و حتی جامعه شناختی که با هم داریم چقدر میتونیم ایده های مختلف و متفاوتی داشته باشیم. و در بعضی موارد برام جالبه که ما آدمها با این همه تفاوتی که از نظر سبک زندگی، فرهنگی ، سنی و چه و چه با هم داریم چقدر دنیاهامون میتونه بهم نزدیک باشه و تجربه ها و افکار مشابهی داشته باشیم. همین هم باعث شد این کتاب رو بلافاصله دانلود کنم و شروع کنم به خوندنش. 

کتاب طور خاصی نوشته نشده و همه مطالب فقط با موضوعیت همین ترس ها جمع آوری شدند. اما برام جالب بود که بعضی مسائل و اتفاق ها که به نظر من برای خیلی از ماها حل شده است برای خیلی های دیگه صورت مشخصی نداشته و باعث ترسشون شده ( یا شاید هنوز هم میشه) مثلا در مورد مرگ ، روح ، تناسخ و چیزهایی مثل این تکلیف ما روشن بوده و هست. تناسخ از نظر عقلی رد میشه، روح انسان بعد از مرگ از بدنش جدا میشه و به دنیای دیگه ای میره. ولی این نگرش نگرش منه ! و انسانهای دیگه روی این کره خاکی طور دیگه ای در این مورد فکر میکردند ( یا میکنند) 

جالب بود که خیلی از ترس های بچگی ها قوطی بگیر بنشونی بودند که بزرگترها در بچگی به دست بچه ها داده بودند. فکر میکردم فقط ما هستیم که بچه ها رو از موجودات خیالی یا اتفاقات خیالی می ترسونیم و براشون اژدر پشمک به سر ، یه سر و دو گوش یا دیگ به سر توصیف میکنیم ! 

نکته دیگه اینکه اکثر ترس ها همه از اتفاقاتی بود که نیفتادند و همه ترس ها ترس از "اتفاق افتادن" ماجرا بود. به نظر من (که البته نظر خودم نیست و اول از همه فرمایش مولا و بعد هم از آموزه های روانشناسی است ) در اینجور مواقع بهتر هست فرض کنیم اون اتفاق در واقعیت افتاده یا اصلا خودمون اون اتفاق رو در واقعیت پیش بیاریم تا مطمئن بشیم چنین اتفاقی نخواهد افتاد. مثلا یکی از ترس ها این بود که " میترسم شبها دست و پاهام از تخت بیرون بمونه چون فکر میکنم یه گیوتین میاد و اونها رو قطع میکنه! " یا چیزهایی شبیه به این . 

در نهایت به نظرم کتابی بود که به یک بار خوندنش می ارزید ! 

مطلبم رو با حدیثی از حضرت عشق، مولا علی-ع- به پایان می برم : 

امام علی ع : هر گاه از چیزی می ترسی خود را در آن بیفکن 

که گاهی ترسیدن از آن چیز مهم تر از واقعیت خارجی است

حکمت 175 نهج البلاغه




۹۵/۰۶/۱۳ موافقین ۳ مخالفین ۰
روشنا

دانلود

کتاب

نظرات  (۲)

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۶ قاسم صفایی نژاد
سپاس
پاسخ:
خواهش میکنم!
نگرانی چیست ..؟

" زیاد حرف زدن با خودمان درباره وقایع منفی ای که می ترسیم در آینده رخ بدهند "

نگرانی سه ویژگی اساسی دارد :

1. آینده مدار است ؛ به عبارتی وقتی نگران میشویم به حوادث احتمالی آینده می اندیشیم .

2. فاجعه سازی میکنیم ؛ یعنی افکار ما به بدترین حالت های ممکن در آینده فکر می کنند .

3. عموما بر مبنای افکار کلامی است ؛ زمانی که حالمان خوب است هم تصویری و کلامی فکر می کنیم ، اما نگرانی اغلب با خطور تصاویر ترسناک به ذهن راه پیدا کرده و اما بعد از آن مدام با خودمان حرف میزنیم (یعنی بیشتر افکار کلامی در ذهن داریم) .

در اثر حرف زدن با خودمان ، توانایی فکر کردن به راه حل های درست را از دست می دهیم و آینده را فاجعه آمیز می بینیم .

این دفعه که نگران شدید به این فرایند دقت کنید ، در ذهن شما چه می گذرد ..!؟

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">