روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

خدا بود و دیگر هیچ نبود (2)

پنجشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۶ ق.ظ

به نامش 

خدایا، در دنیاى انسان‏ها، آدمى بزرگ‏تر و کامل‏تر و بهتر از على-ع- نمى‏شناسم، ولى حتى او را در مبارزات حیات پیروزى نبخشیدى و حکومت عدل و دادش را زیر تازیانه‏هاى ظلم، ستم و فساد معاویه خرد کردى، و اجازه ندادى که نهال عدل و آزادى و انسانیت بشکفد، و حکومت حق لااقل به‏دست على بر ظلمت کفر، جهل و ظلم پیروز گردد... هیهات من چه مى‏گویم؟ چه انتظار بى‏جایى دارم؟ چه آرزوهاى شگفت، چه ادعاهاى عجیب!
مگر محمد-ص-پیروز شد؟ با آن رسالت خدایى، با آن‏همه فداکارى‏ها و بعد از آن‏همه مبارزات سخت و پیروزى‏هاى خیره‏کننده بالاخره به کجا رسید؟ مگر نه این‏که قلدران و ستمگران آمدند و به‏نام محمد -ص-حکومت‏هایى ظالمانه نظیر قیصر و کسرى به‏پا کردند، و بهترین و ارزنده‏ترین نمونه‏هاى مکتب محمد-ص- را به خاک و خون کشیدند؟
حسین، سرور شهیدان، بهترین میوه باغ رسالت و امامت، این‏چنین ظالمانه به خاک و خون غلطید زیرا شخصیت پاک و انسانى او براى نظام جبار و فاسد و ظالم یزید قابل هضم نبود.
در طول تاریخ دراز و پردرد شیعه، مدام شاهد قربانى‏شدن بهترین میوه‏هاى تکامل و ارزنده‏ترین آزادمردان اجتماع بوده‏ایم.
و امروز نیز، صحنه پرشورى از نبرد حق و باطل در مقابل ما قرار دارد، که قهرمانان حق و عدالت در این معرکه خونین، فداکارى‏ها مى‏کنند و افتخارات بزرگى کسب مى‏نمایند... اما
اما مى‏توان انتظار داشت که ما پیروز شویم و هماى پیروزى بر ما سایه بیفکند، و دیو ظلم و کفر به زانو درآید، و عدل و عدالت بر اجتماع دامن بگسترد، و پرچم پرافتخار على-ع- که با خون پاک حسین-ع- رنگین شده است بر فراز تاریخ به اهتزاز درآید؟ هیهات!
من چنین امیدى ندارم، زیرا تاریخ و فلسفه و واقعیت غیر از این نشان مى‏دهد. ما به پیش مى‏تازیم، تا عروس شهادت را در آغوش بگیریم نه به امید آن‏که پیروز شویم.
ما مبارزه مى‏کنیم، تا در قربان‏گاه عشق، عالى‏ترین تجلى فداکارى و پرستش را عملاً نشان دهیم نه آن‏که دست‏آوردهاى مادى حیات، ما را فریفته باشد.
ما به سوى خدا مى‏رویم تا از همه فرآورده‏هاى مادى عالم بى‏نیاز گردیم، نه آن‏که خدا را وسیله رسیدن به مصالح شخصى خود کنیم.
بنابراین در کشمکش زندگى، به سوى پیروزى چشم ندوخته‏ام و به هیچ کس امیدى نداشته‏ام و هیچ‏گاه سعى نکرده‏ام که پاکى و لطافت قلبى خود را، فداى پیروزى و نجات کنم.

خدا بود و دیگر هیچ نبود

ژانویه 1978

شهید چمران

۹۵/۰۷/۰۱ موافقین ۳ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۲)

قبلا نمیدونم کتابو خونده بودم یا با صدای کسی شنیده بودمش . به هر حال ممنون


http://jorda.ir
پاسخ:
ممنون از شما و حضورتون !
سلام دوست عزیز
فوق العاده بود....
پاسخ:
سلام و ممنون از حضورت !

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">