روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

یک حال خوب اردیبهشتی!

دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۳ ق.ظ

به نامش

شاید عنوان مطلبم را با کمی شیطنت انتخاب کرده باشم . راستش نیامده ام که درباره داشتن حال خوب بنویسم. بلکه میخواهم درباره برنامه های دکتر بابایی زاد از جمله اردیبهشت و حال خوب صحبت کنم. پس پیشاپیش عذر میخواهم بابت این عنوان اغواکننده و دعوت میکنم مطلب را تا پایان بخوانید چون میخواهم درباره یکی از سازنده ترین تجربه هایم در زندگی صحبت کنم.

بالاخره موفق شدم صحبت های دکتر بابایی زاد در مجموعه " اردیبهشت " را تمام و کمال گوش کنم. از اواخر سال 93 به طور کاملا اتفاقی و موقع جا به جا کردن کانالهای تلویزیون با دکتر بابایی زاد آشنا شدم و از همان موقع مباحث ایشان را از اول دنبال کردم و برای خودشناسی خودم روند منظمی پیدا کردم و با آن پیش رفتم. البته میشد خیلی زودتر از این یک سال و نیم که وقت کذاشتم هم این 85 جلسه نیم تا یک ساعته را گوش کرد اما از آنجایی که کلا عاشق غرق شدن در چیزهای مورد علاقه ام هستم مخصوصا اگر ربطی هم به خودم و دنیای درونم داشته باشد خیلی آهسته آهسته پیش رفتم و حتی گاهی هفته ها به صحبت هایی که شنیده بودم فکر میکردم . بالاخره امروز اردیبهشت را تمام کردم و جلسات حال خوب را شروع کردم که البته با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. چون به قدر کافی در مرحله قبل انرژی پتانسیل ذخیره کرده ام که الان بتواند انرژی جنبشی مورد نیازم را تامین کند ! 

یک اصل در روانشناسی هست که میگوید :  شخص وقتی دست به تغییر و بهبود خودش می زند که به تجربه " آها" رسیده باشد. تجریه " آها " یک جور خودآگاهی آنی بر یکی از جنبه های پنهان رفتاری - فکری یا احساسی است . این تجربه "آها" می تواند با هر چیزی ایجاد شود " یک حرف ، یک برنامه ، یک کتاب ، یک تابلو نقاشی ، یک قطعه موسیقی ، یک بیت شعر یا هر چیز دیگری که بتواند برون دادی از جهان درون انسان باشد. حتی اگر بخواهیم در فرد دیگری تغییر ایجاد کنیم ، این تغییر از هیچ راه دیگری به طور پایدار ممکن نیست مگر اینکه به فرد کمک کنیم به تجربه آها برسد . با کنترل ، نصیحت ، خشم ، جو دادن یا هر راه دیگری ممکن است هیجانی در فرد ایجاد کنیم که باعث شود تغییری در اون صورت گیرد اما تا فرد خودش به تجربه آها نرسیده باشد این تغییر پایدار نخواهد بود.

میخ کوب شدن پای برنامه های دکتر بابایی زاد هم نتیجه همین تجربه آها با شنیدن یک جمله از ایشان بود !

اما بحث تحلیل رفتار متقابل که یکی از جذاب ترین بحث هایی است که پیگیرش هستم با شناخت ساختارها و کارکردهای درونی مغز در سه قالب ( کودک درون - بالغ درون - والد درون ) کمک میکند به اینکه بتوانیم در درجه اول خودمان را بشناسیم و تحلیل کنیم که هر کدام از فکرها ، رفتارها یا احساسات ما مربوط به کدام وجه درونی ماست  و در درجه دوم با تحلیل همین وضعیت در فرد مقابل بتوانیم درک بهتری از شرایط رابطه داشته باشیم و در نهایت رابطه بهتری با خود ، دیگران و جهان بیرون خودمان برقرار کنیم. 

 البته دکتر بابایی زاد در ادامه شناساندن این سه وجه مهارها و اجازه های روانی و همین طور رانه ها و بعضی از بازی های روانی را هم از بحث تحلیل رفتار متقابل بیان کردند که جذابیت بیشتری به بحث افزود.

این مجموعه درسها و تجربه های زیادی برایم داشت. بیشتر از هرچیز کمک کرد که از خودم درک بهتری پیدا کنم و با درک دیگران بتوانم خیلی از مهارت های ارتباطی ام را بهبود دهم. اما از بین همه چیزهایی که یاد گرفتم از این مطالب میتوانم به عنوان تاثیرگذارترین مطالب نام ببرم :

اولین و مهمترین مسئله : واقعیت دریافت تو از واقعیت است. هر کس بسته به شرایط فکری و احساسی خودش از واقعیت پیرامونش درک و دریافتی میکند که همه واقعیت نیست اما بسته به بالغ بودن آن فرد و اینکه چقدر آدم اکنون و اینجا است میتواند به واقعیت نزدیک تر شود.  هرچه انسان درک نزدیک تری به واقعیت موجود داشته باشد میتواند تصمیم های بهتری بگیرد و در زندگی اش موفق تر و شادتر باشد . این مسئله به من کمک کرد که حجم زیادی از قضاوت ها و پیش داوری هایم را کم کنم و هر بار درباره رفتار و گفتار هر کسی دریافتی منفی دارم با خودم میگویم : واقعیت ، دریافت تو از واقعیت است ! شاید گمانی که میبری درست نباشد. و با درمیان گذاشتن فکرم با فرد مقابل از او توضیح میخواهم و اکثر وقت ها : قضیه خیلی ساده تر از چیزی است که من فکر میکردم !

دومین مسئله که اهمیتش از اولی کمتر نیست این است که دنبال کردن این بحث به خودشناسی من کمک زیادی کرد. تا قبل از این خیلی وقت ها حال خودم را نمی فهمیدم. اصلا توجهی نداشتم به اینکه الان چه احساسی دارم و اصلا چرا این احساس را دارم ! و همین باعث میشد با جرقه ای از یک احساس ناخوب ، انباری از هیجانات و احساسات ناخوب دیگر یک دفعه گر بگیرد و آتش به جانم بزند.

هرچه یک احساس رو بیشتر انکار کنید و بیشتر بخواهید آن را حس نکنید و به عمق ذهنتان بفرستیدش ، آن احساس بیشتر می شود و قوی تر و احتمال اینکه منفجر شود و بدتر بالا بزند بیشتر است. همانطور که دبی فورد  در مورد خوشناسی در کتاب نیمه تاریک وجود می نویسد : هرآنچه که در برابر آن مقاومت کنید تداوم میابد. پس هر حسی ، حتی احساسات ناخوب مثل ناراحتی ، خشم ، ترس ، ناامیدی ، حسادت ، تنهایی و ... نیاز دارند که احساس شوند. مثل بچه ها! نباید آن ها دعوا کرد یا با اونها قهر کرد . چون اینطوری بیشتر لجباز می شوند و بدتر اعصابتان را خورد میکنند ! باید به آنها هم توجه کرد . آن ها را حس کرد. آنها را زندگی کرد . اگر به اندازه کافی به آنها نوازش برسانیم در پس توی ذهنمان میروند ساکت و آرام می نشینند و با اسباب بازی هایشان بازی میکنند و اگر جایی به آنها نیاز داشتیم با زبان خوش می آیند و با زبان خوش می روند. اما کنترل ما را در دست نمیگیرند. درست است که آنها احساسات ناخوبند اما به هر حال جزئی از ما هستند و قدم اول در خوشناسی دوست داشتن خود و پذیرفتن خود به شکل فعلی است. و این به این معنا نیست که قرار است همین طور و در همین سطح بمانم. اما رشد شخصیتی پیدا کردن و بهبود یافتن جز با پذیرش بی قیدو شرط خود ممکن نیست.

معجزه تحلیل رفتار متقابل برای من این بود که من الان با همه احساساتم دوستم و همه اونها رو دوست دارم . به هرکدوم اسمی دادم و همه رو به اسم و قیافه میشناسم. برای همین موقعی که ناراحتم یا دلتنگم "عصبانی" کوچولوی من نمیتونه بیاد خودش رو جای اون دوتای دیگه جا بزنه. ناراحتی یا دلتنگیم رو صدا میزنم. بغلش میکنم . نوازش میکنم و بهش میگم : خوب دیگه . اگه به اندازه کافی نوازش شدی برو به بازیت برس و خودم هم به کارم میرسم نه اینکه مثل قبل یه هفته تمام از زمین و زمان عصبانی باشم و به در و دیوار بکوبم و بگم : اصلا نمیدونم چم شده ! 


همه این ها کمک کرده که نشتی های انرژی روانیم برطرف بشه و انرژیم رو بذارم برای کارها و چیزهای دیگه ای که دوست دارم. برنامه حال خوب هم که الان در حال پخشه در مورد همین مورد همین خودشناسی هست که امیدوارم بتونم زودتر این مجموعه رو هم تکمیل کنم و یک پله بالاتر برم. دوست دارم در مورد تحلیل رفتار متقابل بیشتر بنویسم مخصوصا اینکه در پست های قبلی هم چند جا قولش رو دادم که بعضی مسائل رو در حد آموخته های خودم از دیدگاه خودم تحلیل کنم. امیدوارم که عمری باقی باشه تا یه بخشی از اهدافم رو عملی کنم.

لینک برنامه های اردیبهشت دکتر علی بابایی زاد از سایت من خوبم تو خوبی ( صوتی و تصویری به صورت دسته بندی شده همراه متن خلاصه جلسات - رایگان و قابل سفارش )

لینک برنامه های دکتر بابایی زاد از سایت مشاور فا ( صوتی و تصویری - بدون دسته بندی بر اساس برنامه - رایگان) 


۹۵/۰۷/۱۹ موافقین ۱ مخالفین ۰
روشنا

نظرات  (۳)

:)
پاسخ:
:)
سلام خانوم گله!
اول این که خوشحال شدم خودت نوشتی!
شیطنتت تو عنوان اما بیشتر از یه ذره بود. واقعا یه لحظه امیدوار شدم یه شرح حال ازت بخونم و جای اون احوالپرسی ای که توفیق نشد پر بشه، البته ظاهراً که حالت خوبه و برنامه های پُر پر و پیمونی داری
اما درمورد متن: وقتی میگی «واقعیت دریافت تو از واقعیت است» یعنی داری برای دریافت خودت یه جور اصالت قائل میشی، انگار که هرچی تو دریافت کردی همون مهمه. اما وقتی میگی «شاید گمانی که میبری درست نباشد»  اصالت دریافت خودت رو زیر سؤال میبری و اون رو مورد تردید قرار میدی. البته فکر می کنم دومی مد نظرت باشه با توجه به باقی توضیحات

در مورد «هرآنچه در برابر آن مقاومت کنید تداوم نمی یابد» گمونم باید یه بار وقت بذاری خصوصی برام توضیح بدی. آخه چیزی که من تا الان بهش باور داشتم، بنابر اعتقادات دینیم، این بوده که باید جلو خیلی احساسات بد مقاومت نشون داد. مثلا میگن روزه بگیرین تا نیاز ج کم بشه و سعی کنید خودتون رو مشغول کنید تا نفستون شما رو مشغول نکنه، یعنی با کار کردن جلو فکر کردن به این حس های عصیان کننده رو بگیرید

نوشته هات میتونه به منی که خیلی رو گوش کردن وقت نمی ذارم کمک کنه
ممنون 
پاسخ:
سلام بانو جان !

ممنون از شما که کلیک رنجه فرمودید . خوشحالم از حضورت .

بله . دقیقا منظور برداشت دوم هست.

بانوجان، همی گویم و گفته ام بارها که " آموزه های دینی تاج سر  و جاشون هم محفوظ " اما من خودم فکر میکنم در مورد این مسائل و توصیه های دینی دچار کج فهمی شده بودم . من فکر نمیکنم دین با پذیرش احساسات مشکلی داشته باشه و این تعارضی با این مسئله نداره که احساسات رو نباید انکار کرد اما اگر اجازه بدی ان شاالله در یک پست در موردش توضیح میدم چون تو لیست نوشتنی هام هست. خوشحال میشم اگر بعد از خوندن مطلبم جواب سوالت رو نگرفته بودی ازم در حد دانش خودم توضیح بخوای و خوشحال تر میشم بتونیم بیشتر در موردش صحبت کنیم.

ممنون از نوازش مثبتت ! :)
من همیشه سخنرانی هایه استاد رائفی پور رو گوش میکنم
اینجور که شما تعریف کردید مجاب شدم حرف هایه دکتر رو هم گوش کنم
ممنون از شما
موفق و سربلند باشید !
پاسخ:
سلام و ممنون از حضور شما

استاد رائفی پور که نور چشم هستند ! اتفاقا منم خیلی به حرفهاشون علاقه دارم. اما همانطور که حتما متوجه شدید اینها در دو حوزه مجزا هستند . حوزه دینی و حوزه روانشناسی . امیدوارم از برنامه های دکتر بابایی زاد لذت کافی و وافی را ببرید.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">