روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

قلندر و قلعه

دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۷ ب.ظ

به نامش

قلندر و قلعه

داستانی بر اساس زندگی شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی

نویسنده : سید یحیی یثربی

از وقتی که خانم افسانه بایگان این کتاب رو در برنامه خندوانه معرفی کردند مشتاق شدم بخونمش. البته نکته جالب این که وقتی تابستان در کتابفروشی ها چرخ میزدم کم نبودند کسانی که می پرسیدند : "ببخشید! کتاب قلندر و قلعه رو میخواستم . دارید؟" و این خودش نکته قابل توجهی هست که چقدر اصحاب رسانه میتونند تاثیرهای مثبت داشته باشند و حرکت هایی این چنینی رو در جامعه شکل بدن !

همونطور که گفته شده این کتاب درباره سهروردی است البته در قالب داستان. از نظر موضوعی شبیه کتاب مردی در تبعید ابدی نادر ابراهیمی است ( که البته جای نادر عزیز و قلمش در دل و جانم بسی محفوظ ! ) پس اگر از یکی از این کتابها خوشتان آمده احتمالا از دیگری هم خوشتان خواهد آمد.

مثل همیشه موقع خواندن زندگی نامه فردی بزرگی چون سهروردی خون در رگهام می جوشید از جهل و بی بصیرتی و بلاهت و سفاهت مردم زمانه که چه ها نکردند و چه کج فهمی ها که در حق بزرگان عرصه علم و معرفت روا نداشته اند. البته بیشتر نگران خودم هستم که نکند من هم کسی باشم از قماش همین مردم سفیه و بلیه که قدر گوهرهای این چنینی زمانه ام رو نمیدونم و منزلتشون رو درک نمیکنم. ( که البته بعید هم نیست. فقط خداست که به چندو چون ظاهر و باطن آدمها آگاهه )

داستان سبک و روان بود ؛ با وجود آنکه از مکاشفات عرفانی شهاب الدین و درگیری های اون با علمای زمان نوشته بود اما کاملا قابل فهم بود و تلاش نویسنده برای سهل کردن مطلب ستودنی است. اما خوب به همان نسبت وقتی مطالب ساده تر گفته می شوند نمیشود عمق بگیرند و من دوست تر میداشتم که قسمتهای عرفانی کتاب اندکی بار معنایی سنگین تری میگرفت. مخصوصا در مورد "خلع بدن" که قبلا در موردش پراکنده گویی هایی شنیده بودم و اولین بار بود که در یک متن جدی با آن برخورد میکردم و دوست داشتم خیلی بیشتر از این بدانم و بخوانم. ( هرچند که به اقتضای داستان نویسنده به قدر کفایت در موردش صحبت کرده بود و در این زمینه حقیقتا ایرادی به کتاب وارد نیست)


قسمت هایی از کتاب :

در طریقیت یکباره مسلمان نتوان شد. دوران تلوین مدام با کفر و ایمان درگیر است. اما روز به روز ایمان بر کفر غلبه می یابد.

هر کمالی را لوازمی است و لازمه هر بعثتی رسالت است. وظیفه هر آگاهی بیدار کردن ذیگران است.

دانستن حق کسی است که توان دانایی دارد. افتخار بشر در این است که بداند، نه اینکه به عقل و اندیشه خود نهیب زند که تو را فضولی نرسد.

انسان کار بزرگی در پیش دارد. کار انسان این نیست عصاره نعمت های الهی را بمکد و به کثافت تبدیل کند . اگر همه کائنات رو مسخر او کرده اند برای آن است که او بار امانتی بر دوش دارد که بر زمین و آسمان سنگینی می کند. او به جایگاهی می تواند برسد که فرشته را به آن راه نیست.


قسمت هایی از کتاب رو که بیشتر دوست داشتم انتخاب کردم. این قسمت ها عمدتا مربوط به جلسات محاکمه شهاب الدین و اواخر داستان است. مخصوصا قسمتی که شهاب الدین معتقد به حکومت رسیدن افراد عالم و با معرفت است و علما با آن مخالفت میکنند به نظرم خواندنی بود.  امیدوارم که برابتان مفید باشد.این قسمت را در ادامه مطلب بخوانید.












۹۵/۰۷/۲۶ موافقین ۲ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۱)

۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۰:۲۳ قاسم صفایی نژاد
علاقه‌مند شدم هر دو کتاب رو بخونم. سپاس
پاسخ:
سلام. ممنون از حضور شما !

امیدوارم لذت ببرید .

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">