تو که آن بالا نشستی

به نامش

تو که آن بالا نشستی

کتاب مهدی زین الدین

نویسنده : احمد جبل عاملی / انتشارات روایت فتح

چشم تو خورشید را بر نمیتابد . پس بیهوده چشم به خورشید مدوز ....

از زین الدین فقط لبخندش را می شناختم. در همه عکس هایی که از او داشتم همیشه لبخندش برایم به یادآوردنی بود. اما موقع خواندن کتابش ، به لحظه اشک به چشمانم مجال نداد. وای از عظمت و بزرگی شهدا ، وای از عظمت و انسانیت مهدی زین الدین . چقدر حیف که شهدا را کم میشناسم. از آنها کم میخوانم و کم تر میدانم...

کاش مرا با خورشید نسبتی بود ...

کاش نور ستارگان راه می نمایاندم...

کاش روشنایی سهمم باشد... کاش روشنایی ...

قسمت هایی از کتاب را که بیشتر دوست داشتم در ادامه مطلب آوردم. این کتاب را بخوانید. این کتاب زندگی یک شهید نیست، این کتاب تاریخ همیشه زنده و سرخ این سرزمین است.




۱ لایک :)

رفت تو لیست مطالعه :)

کتابای نشر شهید ابراهیم هادی هم عالین


ممنون از پیشنهاد!
 به لیست منم اضافه شد ;)

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بر دست هایم بشارتی سپید است که در خواب های منتظر می روید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان