کوری

به نامش

از خود می پرسید بینایی به چه دردم میخورد،فقط باعث شده بود فجایعی را ببیند که هرگز تصورش را هم نمی توانست بکند.بینایی متقاعدش کرده بود که ترجیح می دهد کور باشد."


کوری

ژوزه ساراماگو

۴ لایک :)
محمد حسین صادقی ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۵:۲۸
عالیییییییییییییییییییییی

همین طوره . کتاب فوق العاده ایه. ولی خوب از توش خیلی نمیشه دیالوگ درآورد !

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بر دست هایم بشارتی سپید است که در خواب های منتظر می روید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان