روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

آیا تو آن گمشده ام هستی ؟

شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۹ ب.ظ

به نامش

آیا تو آن گمشده ام هستی؟

باربارا دی آنجلس

مترجم : هادی ابراهیمی

از آن دست کتابهایی است که حتما حتما باید قبل از ازدواج خواند. هم جنبه مشاوره برای ازدواج را داشت و هم جنبه خودشناسی برای حل کردن بعضی مسائل شخصی. کاری که شاید بهتر باشد بعضی ها قبل از ازدواج حتما انجام دهند : بار گذشته شان را روی زمین بگذارند و عقده هایشان را حل کنند قبل از آنکه وارد زندگی کسی شوند یا اجازه دهند کسی وارد زندگی آنها شود. مسائلی که در زمان مجردی با ازدواج کردن حل نمی شوند و پس از ازدواج هم با بچه دارشدن. سنگ هایی که باید آدم با خودش وابکند قبل از اینکه دور زندگی اش سنگ قلاب شوند و به عمق فاجعه فروبیفتد و امیدآرزوهای حودش و دیگران را غرق کند.

این کتاب به طور کلی به این مسئله پرداخته که آیا دو نفر برای هم مناسب هستند یا نه. اگر نیستند چرا نیستند و چطور باید از رابطه خارج شوند و روی خودشان کار کنند و اگر هستند چطور باید روی خودشان بیشتر کار کنند تا به حداکثر تفاهم برسند و زندگی هیجان انگیزی داشته باشند و علاوه بر اینکه در مسیر رشد شخصی خودشون پیش میروند بتوانند خوبی های همسرشان را هم کسب کنند تا در واقع هدف اصلی ازدواج محقق شود.

مطالعه این کتاب برای کسانی که از پیچ ازدواج گذشته اند خیلی بستگی دارد به دیدگاهشان. اگر ازدواج را پایان همه چیز ندانند که چه خوب و چه بد " دیگه از ما گذشته" و " ما آردها را بیخته و الکمان را آویخته ایم " و امثال این حرفها نباشد و البته نترسند از اینکه ممکن است با خواندن این مطالب متوجه شوند زوج مناسبی نیستند. یا اصلا در زندگی مشکل دارند و سر این دوراهی مانده اند که در رابطه ی ازدواجی شان بمانند یا جدا شوند من این کتاب را به همان شدتی که به مجردها توصیه میکنم به آنها هم توصیه میکنم و توصیه میکنم این کتاب را به بخوانید و به دیگران توصیه کنید !

قصد داشتم قسمتهایی از کتاب را وارد وبلاگ کنم ولی فرصتش پیش نیامد. در زیر میتوانید لینک یکی از مطلب های کتاب و همین طور لینک وبلاگی که قسمت های مهم کتاب را منتشر کرده است بیابید. در صورتی که فرصت خواندن همه مطالب را ندارید در ادامه مطلب خلاصه ای از کتاب از وبلاگی دیگر آورده شده است.

ذکر این نکته را لازم میدانم که ممکن است با خواندن خلاصه ها برایتان ابهامات و سوالاتی ایجاد شود . برای برطرف شدن آنها بهتر است به خود کتاب مراجعه کنید و جانب انصاف را نگه دارید که کتابی حدود 600 صفحه را نمیتوان در قالب چند مطلب و چند خط بیان کرد و انتظار داشت همه مسائل و جنبه ها را روشن کند. 


5 افسانه عشقی مهلک

خلاصه ای از مطالب مهم کتاب را در این وبلاگ بخوانید ( 46 مطلب )

برای مشاهده سرفصل های اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید.



بخش هایی از کتاب:

 چرا برخی از روابط سرانجام خوبی ندارند؟

زیرا یا با شخص اشتباهی هستید یا از طریق اشتباهی مهر می ورزید. 


انگیزه های غلط برای ازدواج:

برای شناخت انگیزه های غلط برای ازدواج لازم است بدانید برنامه ریزی احساسی چیست و چه نقشی دارد:زمانی که کودک بودید اگر واقعه ی ناخوشایندی برایتان رخ می داد حسی را تجربه می کردید و برای حمایت از خود برای رخ ندادن دوباره ی آن پیشامد تصمیم خاصی می گرفتید

مثلا:پدر کودکی فوت میکند بنابر این او احساس می کند ترک شده است پس تصمیم می گیرد بعد از آن به کسی آنچنان مهر نورزد که و قتی از دستش داد اینقدر غمگین شود.

این برنامه ریزی در پایان 18 سالگی ما 95 درصد تکمیل شده و به ناخوآگاه ما فرستاده شده است .برنامه ریزی احساسی ما بر روی نگرش ما نسبت به ازدواج هم اثر می گذارد.

انگیزه ی غلط اول: سندرم بازگشت به خانه

در کودکی شما خانه مکانی بوده که در آن سیر می شدید ،جایی برای خواب داشتید و پناه گاه شما بود هرچند که ناآرام و یا پر خشونت بوده باشد،در ذهن شما خانه =عشق و اگر خانه محلی امن برایتان نبوده باشد خانه =ترس و ناامنی پس:

خانه=عشق     و        خانه =ترس       بنابراین           عشق=ترس

و از آنجایی که همه ی ما دوست داریم شرایط جاری خود را حفظ کنیم پس عجیب نیست شخصی را برای زندگی انتخاب کنیم که احساس ناامنی بکنیم.این گونه اشتباهات مکرر برخی افراد در روابط توجیه می شود آنها در روابط به دنبال یافتن خانه هستند به همین علت است که مردی که مادری بیمار داشته به سمت زنان حمایت جو و ضعیف گرایش دارد به این وضعیت سندرم بازگشت به خانه گفته می شود.

 

انگیزه ی غلط دوم:تمام کردن کار ناتمام رو حی تا ن در کودکی:

 

اشخاصی که در کودکی شاهد تلخکامی و فلاکت والدین خود بوده اند و نتوانسته اند آن را برطرف کنند  مثال:پسری که پدرش مادر او را ترک کرده سعی میکند در یک رابطه ی ناسالم با همسرش بماند و به نیاز های خود بی توجهی کند تا مبادا با طلاق دادن همسرش مثل پدر ش شود.

 

اشخاصی که در کودکی برای تائید شدن باید تلاش فراوان میکردند:این افراد سعی دارند برای جبران عشقی که از والدین خود دریافت نکرده اند دائم برای گرفتن تائید طرف مقابل خود تلاش کنند .

 

اشخاصی که سعی دارند از والدین خود انتقام بگیرند پس بطور ناخودآگاه به همسر خود بی مهری میکنند مثال :مردی که مادرش از پدرش جدا شده برای جبران خشم شدیدش نسبت به مادرش به همسرش تعهد نمی دهد.

نکته ی پایانی :آنان که نمی توانند گذشنه را به یاد بیاورند محکوم به تکرار دوباره ی آن هستند.

 

7دلیل نادرست برای ازدواج:


1-فشار(سن ،والدین ،ازدواج دوستان)

در چنین شرایطی ممکن است شخصی را انتخاب کنید که در حالت عادی نمی پذیرید.


2-تنهایی

مثل مورد اول در چنین شرایطی نیز شرایطی ممکن است شخصی را انتخاب کنید که در حالت عادی نمی پذیرید.


3-نیاز جسمی


4-بی توجهی به زندگی خود

زمانی که عاشق هستید فرصت نمی کنید برنامه هایی که به آنها متعهد هستید را سر وسامان بدهید پس از رابطه به عنوان حربه ای برای فرار از مسئولیت های زندگی خود استفاده میکنید.


5-اجتناب از بزرگ شدن

فوق العاده است که شخصی باشد که به پای شما پول بریزد سرکار برود کارهایتان را انجام بدهد و شما از کودکی خود لذت ببرید اینطور نیست!


6-احساس گناه

شما استحقاق خوشبختی را دارید همین


7-پر کردن خلا های روحی و احساسی

شما اول باید نا امیدی ،افسردگی یا مشکل احساسی دیگری را که دارید حل کنید سپس به ازدواج فکر کنید چون ازدواج شرایط را برای مشکل شما بدتر نکند بهتر نمی کند.


نکته ی پایانی این بخش:آیا برای ازدواج دلیل درست هم وجود دارد؟ بله                

زمانی که حس میکنید از عشق آکنده اید و مایلید آن را با دیگران تقسیم کنید و یا مایلید در آینه ی تمام نمای معشوق خودرا ببینید و تا از خود بیاموزید.


6 اشتباه بزرگ در ابتدای روابط:


1-سوالات کافی نمی پرسیم

ما برای خرید یک کفش بیشتر سوال می پرسیم تا ازدواج ،چرا؟اول اینکه رمانتیک نیست ولی فراموش نکنید ازدواج با یک فرد معتاد هم اصلا رمانتیک نیست دوم :نمی خواهید جواب ها را بدانید .به یاد داشته باشید این ندانستن است که به ما لطمه می زند نه دانستن .سوم اینکه شاید نمی خواهید او هم متقابلا از شما سوال کند.


قبل از ازدواج حتما در مورد مسائل زیر سوال بپرسید.

1-وضعیت خانوادگی و کیفیت روابط خانوادگی او

2-روابط قبلی او و دلایل به هم خوردن آنها

3-درس هایی که از تجارب زندگی آموخته است

4-اصول و نظام اخلاقی و ارزش ها او

5-نگرش وطرز برخورد او با مفاهیمی چون عشق تعهد و برقراری ارتباط

6-فلسفه ی روحی و مذهبی او

7-اهداف شخصی و شغلی او   

 

2-نشانه های هشدار دهنده را که حاکی از مشکلات بلقوه اند را نادیده می گیریم

فیلم رابطه ی خود را بازبینی کنید


3-سازشکاری های ناپخته و زودهنگام مرتکب می شویم

ارزش های خود را به دو روش زیر سوال می بریم

1-علایق و فعالیت های خود را زیر پا می گذارید

2-از دوستان و خانواده تان فاصله می گیرید

نترسید اول به خودتان تعهد دهید بعد نامزدتان


4-تسلیم جاذبه ی ظاهری می شویم


5-گول مادیات را می خوریم


6-تعهد را بر تفاهم مقدم می داریم

در یک رابطه اول باید تفاهم وجود داشته باشد بعد تعهد

 

10نوع را بطه ای که سر انجام نخواهند داشت:


1-رابطه ای که در آن بیش از چه به شما عشق بورزند به همسرتان عشق می ورزید:

این رابطه چنانچه پیشتر هم گفته شد در پاسخ به تجربیات دوران کودکی (تنبیه خود و والدین )انجام میشود برای وارد نشدن به چنین رابطه ای باید به نشانه های هشدار دهنده ی آن توجه کرداز قبیل :این همیشه شما هستید که با او تماس میگیرید،این شما هستید که برای تفریح و مسافرت برنامه ریزی میکنید،این شمایید که همیشه هدایای شخصی برای او می خرید ؛هدایای او عمدتا کلی هستند،زمانی که شما از آینده ی مشترکتان صحبت می کنید او فقط سکوت می کند و...


2- رابطه ای که در آن کمتراز چه به شما عشق بورزند به همسرتان عشق می ورزید

رابطه ی نوع 2 نقطه ی مقابل رابطه ی نوع 1 است و علت آن پرهیز از صمیمیت،میل به کنترل دیگران و یا تنها تقلید نقش والدین باشد.


3-رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بلقوه ی همسرتان هستید،بطور مثال تنبلی  همسرتان را با هوش بالای او توجیه می کنید

علت آن میل به کنترل دیگران و سرباز زدن از حل مشکلات خود هستند


4-رابطه ای که در آن ماموریت نجات همسرتان را دارید

5-رابطه ای که در آن به همسرتان به چشم یک الگو و آموزگار چشم دوخته اید

مثل دانشجویی که به استاد خود علاقه دارد

چنین افرادی در جستجوی حمایت و هدایتی هستند که از والدین خود نگرفته اند و یا به علت علاقه به اعتماد به نفس و یا موفقیت طرف مقابل به او دل بسته اند و نه شخصیت واقعی او


6-رابطه ای که در آن به علت عوامل بیرونی علاقه مند به طرف مقابل خود شده اید

مثل رنگ چشم ،مهارت خاص و ...از خود بپرسید آیا    بدون آن ویژگی هم او را می خواهید؟


7-رابطه ای که در آن باهمسرتان تفاهم جزئی دارید

مثال:مثلا در زمینه ی ورزش کاملا با هم تفاهم دارید اما در سایر زمینه ها نه ،علاقه ی مشترکتان به کنار از نظر سایر مسائل هم با هم تفاهم دارید؟


8-رابطه ای که در ان همسرتان را از روی سرکشی و عصیان علیه والدینتان انتخاب کرده اید

9-رابطه ای که در آن همسرتان را به عنوان عکس العملی در مقابل همسر قبلی تان انتخاب کرده اید.

10-را بطه ای که در آن همسر شما در دسترش شما نیست.

از رابطه با افراد متاهل بپرهیزید بهانه هایی از قبیل:

-باهم زندگی می کنیم ولی همدیگرو دوست نداریم

-قراره به زودی جدا بشیم و ..هیچ کدام مجرد محسوب نمی شوند .لیاقت شما بالاتر از این است که درگیر چنین روابطی بشوید.


نقطه ضعف های مهلک یک کاندیدای ازدواج:

1-اعتیاد

2-خشم بیمارگونه

3-ذهنیت و روحیه قربانی

4-اعتباد به کنترل دیگران

5-

6-بالغ شکل نگرفته

7-از لحاظ روحی غیر قابل دسترس

8-عدم التیام از روابط گذشته

9-تخریب رو حی از زمان کودکی مثل آزار و اذیت،سوء تغذیه ،تعصب مذهبی،اعتیاد و ترک شدن توسط والدین

 

شناخت بمب های ساعتی تفاهم :

بمب های ساعتی تفاهم عواملی هستند که زندگی مشترک را بر شما سخت می کنند ولی تفاوت آنها با موارد قبلی که ذکر شد این است که 1-این عوامل بیرونی اند و از محیط  ونه درونی 2-این عوامل از هنگام آشنایی فعال می شوند و در بطن زندگی اثر تخریبی خود را نشان می دهند -زمانی که دیگر دیر شده باشد-راه مقابله با آنها شناخت و بررسی آنها در ابتدای آشنایی است .بمب های ساعتی تفاهم شامل:

1-تفاوت سنی زیاد

2-تفاوت دینی و مذهبی

3-تفاوت های اجتماعی و قومی و تحصیلی

4-خویشاوندان مشکل ساز

5-همسر قبلی مشکل ساز

6-ناپسری و نادختری مشکل ساز

7-روابط از راه دور

 

ویژگی های یک فرد مناسب برای ازدواج:

1-تعهد به رشد شخصی

2-باز بودن روحی و احساسی

3-صداقت

4-پختگی و مسئولیت پذیری

5-اعتماد به نفس بالا

6-نگرش مثبت به زندگی


در پایان :

اگر می خواهید با کسی ازدواج کنید این 4 سوال را از خود بپرسید

1-آیا می خواهم از این شخص فرزندی داشته باشم؟

2-آیا میخواهم فرزندم کاملا شبیه به این شخص باشد؟

3- می خواهم خودم مانند این شخص شوم ؟

4-آیا مایلم زندگی خود را با این شخص بگذرانم حتی اگر عوض نشود؟


منبع

 

 

 


۹۵/۰۹/۲۷ موافقین ۲ مخالفین ۰
روشنا

کتاب

نظرات  (۳)

۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۸:۱۱ قاسم صفایی نژاد
خیلی ممنون، لطف کردید. ان شالله میخونمش به زودی
پاسخ:
خواهش میکنم. موفق باشید . ممنون از حضور شما.
مطلب قبلی که درباره 5 عشق مهلک بود رو هم خوندم. واقعاً توجه به این نکات لازمه و چه بهتر که پیش از ازدواج خودمون رو مجهز کنیم. فکر می کنم حتی اگه هیچ وقت فرصتش پیش نیاد کسب آگاهی درموردش وظیفه ست. ممنون بابت مطالبت. من هم اخیراً یک مطلب ازدواجی‌طور تو جیم نوشتم که اگه دوست داشتی بخون و نظر بده. 
پاسخ:
بانوجان ممنون از حضور گرمت . این مدت دل و دماغ وب گردی ندارم خیلی حتی وبلاگ خودمون و حتی وبلاگ خودم . ولی قول میدم تابستون همه این کار ها رو انجام بدم .

کتاب خوبی به نظر میرسه

پیشنهاد میدم اگر امکانش هست به اقوام و دوستان مجردتون امانت بدید که بخونن و با هم راجع به نکاتش صحبت کنید


پاسخ:
بله کتاب خیلی خوبیه .

همین کارو کردیم قبلا :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">