روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۴ آبان ۹۶، ۱۸:۴۰ - محمدعلی میری عالی....
  • ۳۰ مهر ۹۶، ۱۸:۰۴ - قاسم صفایی نژاد سپاس

آواز کرگدن

چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۲۸ ب.ظ

به نامش

با عشق بزرگت چه میکنی؟
وقتی به طرز غم انگیزی یک آدم معمولی هستی...


لیلا کردبچه

از کتاب آواز کرگدن

۹۶/۰۲/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۲)

۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۲۶ قاسم صفایی نژاد
یه فیلسوف غربی تا جایی که یادمه می‌گفت:
عشق ، تمایز یک انسان معمولی از دیگر انسان‌های معمولی است
پاسخ:
سلام . ممنون از حضور دلگرم کننده و همیشگی شما!
راستش فکر میکنم در مورد این قطعه کمی سو تفاهم شده البته منظورم این است که دلیلی که من آن را تحسین کردم با آنچه شما دریافت کرده اید متفاوت است...
[ ادامه در پاسخ نظر بعدی...]
اتفاقا عجیب با آدمای معمولی حال می کنم. البته این معمولی بودن اغلب موارد در ظاهره و از بی توجهی به دید باقی مردم ناشی میشه
پاسخ:
[ ...ادامه در پاسخ نظر قبلی]
از این اتفاقا که در ابتدای نظر نوشته شده برداشت میکنم که شما هم آنچه من دریافت کرده ام دریافت نکرده اید!
من هم با این نظر موافقم که عشق تمایز یک آدم شبیه بقیه از بقیه است یا هرآدمی منحصربفرد و قابل دوست داشتن است و با عمیق شناختن آدمها و توجه به بعدهای درونی شخصیتشان میتوان آنها را خیلی و خیلی خیلی دوست داشت که در کلام حضرت عشق مولا علی علیه السلام هم هست که معرفت محبت می اورد یا آدم از آنچه نسبت به آن شناخت ندارد بیزار است. 
ولی وقتی در شعر گفته با عشق بزرگت چه میکنی وقتی به طرز غم انگیزی یک آدم معمولی هست منظور این نیست که من از معمولی بودن خودم بیزارم. یا عشق من (معشوق) یک فرد غیرمعمول است بلکه برداشت من این است که وقتی عاشق از نظر مجازی و معنوی بعد مسافتی بین خودش و معشوق حس میکند اعتراف به آن غیرممکن است و اینجای قضیه غم انگیز است. عاشقی خودش یک درد است و اینکه نتوانی آن را به معشوقت اعتراف کنی درد بزرگ تر و غم انگیزتری است.
پیشنهاد میکنم برای درک بهتر صحبت کارتون peanuts ( بادام زمینی ها) را تماشا کنید. کاملا بچگانه است و چه عرض کنم که حتی خود بچه ها هم جذبش نمی شدند چون میگفتند خیلیییی بچگانه است! بیشتر برای کودکان صفر تا دو سال مناسب است:)) اما من به شدت دوستش میدارم مخصوصا این قسمت از دیالوگ چارلی براون که نمیتوانست به عشقش اعتراف کند و با این قطعه شعر  قرابت دارد: 
 If she was someone and I was someone that was Okey. 
If she was no one and I was no one  that was Okey. 
If I was someone and she was no one that was Okey....
But she is someone and I am no one!

اینجور که معلومه هیچ کدوم عاشق نشدین؛):))
البته این یک شعر هست و هرکسی میتونه ازش برداشت دلخواهش رو داشته باشه. زیبایی شعر و هنر به همینه.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">