روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۲۵ مهر ۹۶، ۲۰:۴۷ - hamid Ghorbani عالی

نیمه تاریک وجود در مثنوی معنوی

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۳۷ ب.ظ

یا من یعلم ضمیرالصامتین 

نیمه تاریک وجود

دبی فورد

مترجم : فرناز فرود

(لطفا فقط همین ترجمه ! پی دی اف با کیفیتی از کتاب هم موجود نیست. گشتیم نبود. نگردید که نیست)

مدتهاست که کتاب "نیمه تاریک وجود " اثر دبی فورد را خوانده ام و میخواستم در موردش مطلبی بنویسم اما فرصتش دست نمی داد . این کتاب به طور کلی در مورد یک مکانیزم دفاعی ضمیر ناخودآگاه یه اسم "فرافکنی" صحبت میکند. صبحت کردن در مورد این مسائل نیاز به زمانی بیشتر از یک پست وبلاگی دارد اما برای آنکه به اصل مطلب بپردازم سعی میکنم به طور خلاصه کلیتی از آن را بیان کنم. هرچند که این کلی گویی باعث از دست رفتن عیار علمی این بحث خواهد شد اما امید اندکی دارم که بتوانم ضمن این مطلب برای خوانش این کتاب مفید و دوست داشتنی از شما دعوت کنم.


+ بر اساس یکی از نظریه های علم روانشناسی ذهن انسان از سه قسمت ضمیرخودآگاه، تحت خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده که انسان فقط به قسمت خودآگاه آن دسترسی دارد؛ دسترسی به ضمیر تحت خودآگاه دشوار اما ممکن و دسترسی به ضمیر ناخودآگاه به طور مستقیم تقریبا غیرممکن است. تشبیهی که غالب اوقات برای توضیح این مطلب استفاده میشود، "کوه یخ" است.

قسمتی از کوه یخ که دیده میشود و در دسترس است همان ضمیرخودآگاه، حدفاصل بخش بالایی و پایینی که گاهی در سطح آب و گاهی زیر سطح آب است همان ضمیر تحت خودآگاه و بیشترین قسمت کوه یخ که زیر آب قرار دارد همان ضمیر ناخودآگاه است.


+میدانیم که جسم برای محافظت از خود یک سری مکانیزم دفاعی دارد. مثلا سرفه یا عطسه که برای دور کردن عوامل بیماری زا و مزاحم از بدن به کار می افتند. یا مکانیزم دفاعی درد که به ما می فهماند جایی از بدن در عملکردش دچار مشکل شده. یا مکانیزم دفاعی از هوش رفتن که در زمانی که تحمل درد برای انسان غیرقابل تحمل باشد بدن به حالت اغما فرو می رود تا از رنج کشیدن بیشتر جلوگیری کند.  دقیقا مشابه این کارکرد برای روان انسان هم وجود دارد. یعنی در ذهن هم یک سری مکانیزم های دفاعی وجود دارند و زمانی که ذهن توانایی پذیرش آنچه که در واقعیت هست را نداشته باشد به کار می افتد تا ناراحتی کمتری برای فرد ایجاد شود؛ یا اینکه به ذهن کمک کند راحت تر باشد ( نه لزوما به معنای از بین بردن ناراحتی) مکانیزم های دفاعی تماما در ضمیر ناخودآگاه هستند و انسان متوجه به کار افتادن آنها نمی شود. در همه انسان ها وجود دارند چون یکی از کارکردهای روان انسان هستند، مثل مکانیزم های دفاعی جسمی که در ذات انسان وجود دارند. تنها راه بررسی آنها با نگاه گذشته نگر است. یعنی میتوانیم با بررسی رفتار و احساس و افکارمان در گذشته بفهمیم در گذشته دچار کدام یک از این مکانیزم های دفاعی شده ایم.

+ مکانیزم های دفاعی ضمیر ناخودآگاه انواع مختلفی دارند. میتوانند مثبت یا منفی باشند. میتوانند همراه هم فعال شوند یا به تنهایی. گاهی با مکانیزم دفاعی ناخودآگاه "سرکوب" آغاز می شوند به این ترتیب که فکر ، احساس یا رفتاری برای من در ضمیر خودآگاهم پذیرفته شده نیست و من آن را به دلیل ارزش های اجتماعی، اخلاقی، دینی و ... سرکوب میکنم تا ندانم که چنین مسئله ای مخالف با ارزش های من در من وجود دارد. هرچیزی که در ضمیر خودآگاه سرکوب شود به ضمیر ناخودآگاه رفته و به شکل های مختلف که پذیرفته شده است خودش را در ضمیر خودآگاه نشان می دهد. مثلا به شکل رویاها ، تپق های کلامی، علایق و سلایق و حتی به کار انداختن مکانیزم های دفاعی دیگری مثل فرافکنی، انکار، درون فکنی، همانندسازی و ...

+ "فرافکنی"  یکی از همین مکانیزم های دفاعی ناخودآگاه است. و به این معناست که آنچه در وجود خودمان وجود دارد ولی به هر دلیلی نمیتوانیم آن را بپذیریم روی دیگران فرافکنی میکنیم و آن را در وجود دیگران میبینیم. مثلا فردی که خودش مهربان است این را روی دیگران فرافکنی میکند و خانواده، دوستان، همکاران و اطرافیان را "مهربان" میپندارد. یا فردی که خودش حسادت میکند ولی به خاطر ارزش های اخلاقی نمیتواند چنین رفتاری را از خودش قبول کند ، آن را روی دیگران فرافکنی می کند و اطرافیانش را "حسود" میپندارد.

+ کتاب "نیمه تاریک وجود" به طور کلی از این مکانیزم دفاعی برای خودشناسی استفاده میکند. ایده کلی کتاب این است که شما هرچه را که در وجود خودتان باشد در دیگران میبینید. اگر دیگران را مهربان، خوش فکر، باهوش ، خوش صحبت ، متین و با وقار میبینید به این خاطر است که همه اینها در وجود خودتان هست . اگر دیگران را بداخلاق، حسود، نامرتب ، مغرور یا بی شخصیت میدانید به این خاطر است که همه اینها در وجود خودتان هست. دیگران فقط دیگرانند ، تصویری که شما از آنها ساخته اید در درون شماست و هرچه نسبت به آن واکنش شدیدتری ( چه علاقه و چه نفرت) نشان بدهید به این معناست که این صفت در خود شما قوی تر است. در خود کتاب تمرین ها و داستان هایی وجود دارد از اینکه چطور نیمه ای از وجود را که در تاریکی فررفته ( چه مثبت و چه منفی) به روشنی بیاوریم و از همه خوبی ها و بدی های خود در راه تکامل و تعالی شخصیت استفاده کنیم.

+ البته این سخن سخن تازه ای نیست، ما بارها و بارها آن را به ادبیات های مختلف شنیده ایم . اینکه مومن آنقدر به خودش مشغول است که وقتی برای مشغولیت به دیگران ندارد. اینکه مومنان آینه هم هستند. اینکه اگر کسی را به گناهی سرزش کنی خودت به آن مبتلا خواهی شدو احادیث و روایت ها و نقل قول هایی از این دست. اما برایم بسیار جالب بود که در کتاب مثنوی معنوی هم به این داستان برخوردم و البته اگر به خاطر خواندن این کتاب و پیش زمینه چنین بحثی را داشتن نبود شاید خیلی ساده از کنار این ابیات میگذشتم. مولانا هم در اشعارش بیان کرده که اگر بدی در وجود خود انسان نباشد به وجود آن در دیگری پی نمی برد.

+ این نکته در داستان شیر و نخچیران دفتر اول مثنوی بیان شده.داستان شیری که هر روز حیوانی را که باید خود را به او تسلیم میکرده میخورده و وقتی نوبت به خرگوش میرسد، خرگوش با نقشه ای که شیری دیگر در جنگل هست و دوست مرا اسیر کرده ، شیر را به بالای چاهی میبرد و شیر وقتی تصویر شیر و خرگوش دیگر را در آب چاه میبیند برای جنگ با شیر دیگر خود را به چاه می اندازد و هلاک می شود. خواندن این ابیات از مولانا بسی روح افزاست:

ای بسا ظلمی که بینی در کسان

خوی تو باشد دریشان ای فلان

اندریشان تافته هستی تو

از نفاق و ظلم و بد مستی تو

آن توی و آن زخم بر خود می‌زنی

بر خود آن دم تار لعنت می‌تنی

در خود آن بد را نمی‌بینی عیان

ورنه دشمن بودیی خود را بجان

حمله بر خود می‌کنی ای ساده مرد

همچو آن شیری که بر خود حمله کرد

چون به قعر خوی خود اندر رسی

پس بدانی کز تو بود آن ناکسی

شیر را در قعر پیدا شد که بود

نقش او آنکش دگر کس می‌نمود

مؤمنان آیینهٔ همدیگرند

این خبر می از پیمبر آورند

پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود

زان سبب عالم کبودت می‌نمود

گر نه کوری این کبودی دان ز خویش

خویش را بد گو مگو کس را تو بیش


+ برای مطالب بیشتر با موضوع مکانیزم های دفاعی میتوانید به برنامه های دکتر بابایی زاد در حال خوب یا کانال تحلیل رفتار متقابل مراجعه کنید.


+ استفاده کردن از دانش مکانیزم های دفاعی برای گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگران خود یک بازی روانی است که در کتاب "بازی ها "نوشته اریک برن به خوبی توضیح داده شده است. از مکانیزم ها دفاعی برای خودشناسی و تعالی استفاده کنیم نه برای دون مایه شدن.

۹۵/۱۲/۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
روشنا

مولانا

کتاب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">