روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها می‌خوانم.
خلاصه روزانه کتاب در کانال تلگرامی زیر:
t.me/bazihabaziha

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۸ آذر ۹۶، ۱۶:۱۱ - قاسم صفایی نژاد سپاس

بی شرمانه زیستن و بی شرمانه مردن

شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ب.ظ
یا من یعلم ضمیرالصامتین 
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا،در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده،و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟
آقای محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم. ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...

گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم،فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند...

ابوالمشاغل
نادر ابراهیمی دوست داشتنی من♡

بعدنوشت: در بحث های اخیری که پیش آمد یکی از دوستان تذکار دادند " تو که ~مهره سیاسی~ نیستی. سنگ کیو داری به سینه میزنی." این مطلب هم خودش جوابیه ای است به اینکه حتما نباید مهره سیاسی باشی که دغدغه یک سری مسائل را داشته باشی. و البته جای بسی تعجب دارد که چرا دور زمانه باید جوری بچرخد که به جای اینکه یک عده از یک عده بپرسند چرا شما عین خیالتان نیست یک عده از یک آن یک عده میپرسند چرا دغدغه دارید. این هم که میبینیداز شنیدن و برخورد با این مسائل شاخ درنمیاوریم احتمالا به خاطر ژن های سازش یافته شاخ هایمان در واکنش به شرایط طبیعی محیط است. اینقدر باید شاخ درمیاوردیم که دیگر شاخ در نیاوردیم!
۹۶/۰۳/۲۰ موافقین ۲ مخالفین ۰
روشنا

نظرات  (۴)

ممنون از شما و نادرخان ابراهیمی که واقعا جوانمردانه زیست
پاسخ:
ممنون از حسن توجه شما:)
دقیقا ... ما نیامدیم که هیچ تاثیری نذاریم ... 
حکایت واقعا زیبایی بود ... از تلاشتون برای بیان این موضوع متشکرم ... 
پاسخ:
سپاس ازحسن توجه شما
کلیک رنجه فرمودید.
۲۱ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۱۵ من الله التوفیق
بسیار زیبا ...
مرا به یاد کتاب جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام از شهید مطهری انداخت ...

پاسخ:
ممنون از خوانش شما
و باز هم جاذبه و دافعه و غبطه من از نخواندنش. ان شاالله این تابستان هرطور شده آن را میخوانم.
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷ قاسم صفایی نژاد
پس با این تفاسیر: آتش به اختیار :D
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">