روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست

روشنایی

کتابی که این روزها میخوانم ...

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

امان از دماغ های گنده!

پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ
یا عماد من لا عماد له
من فارغ التحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه امیرکبیر هستم. بعد از دوره کارشناسی بنا به دلایلی که برای خودم و اهلش قابل فهم هستند تصمیم گرفتم که ادامه تحصیل را به تعویق بندازم و با وجود قبولی در دوره ارشد از تحصیل انصراف دادم.
اما امان از دماغ های گنده ای که از کفش زندگی مردم بیرون نمی روند !
این مدت انواع و اقسام کامنتها را از اهل و نااهل و غریبه و آشنا دریافت کردم که باید زندگی خودم‌ را چطور بگذرانم. همراه با چاشنی انواع و اقسام سوالها از خصوصی ترین تا کلی ترین مسائل زندگیم. آدم‌ گیر مامور ساواک بیفتد اینقدر سوال و جواب نمی شود که بخواهد زندگی اش را به شیوه خودش هرچند کمی متفاوت با شیوه معمول دیگران پیش ببرد.
آقای کیک بعد از یک سال و اندی وقت که ترا ندیده: ببین فلانی خودش تو نفت کش انداخت تا استرالیا شنا کرد الان داره پول در میاره ااز گشنگی نمرده. تو هم برو‌. :|زمانی بود به این اعتقاد داشتم که با دیگران همان طوری برخورد کنم که دوست دارم با من برخورد کنند. برای همین هیچ‌وقت کاری به کار کسی نداشتم. اگر کسی از من کمکی خواست با تمام توانم کمکش کردم ولی بدون قضاوت و پیش داوری و تجسس و بازپرسی. ظاهرا دیگرانی که اطراف من هستند این اعتقاد را ندارند. البته خیلی وقت ها هم فرد مقابل به خاطر این برخورد از من تشکر کرده: ممنون که چیزی نمیپرسی. ممنون که اینقدر درکت بالاست.
همین تقدیرهای گاه و بیگاه باعث شده این رفتارم را دوست داشته باشم و سعی کنم آن را ادامه دهم. ولی یک روزی مثل امروز جوش آوردم از این همه اظهارنظرهای ....
فلان کیک من را دیده و میگوید: ببین تو میدونستی که میتونی تو بخش تجهیزات بیمارستان ها کارکنی؟ برو خوب.
من: ....
با این آدمها چطور می شود برخورد کرد؟ آدمهایی که نمیدانند کسی که در یک دانشگاه معتبر درس خوانده نه تنها با معنی و امکان تحصیل درخارج از کشور آشناست بلکه شاید یک پله بالاتر از آن را دیده باشد. با آدم هایی که نمیداند اگر فارغ التحصیل مهندسی پزشکی با واحدهای درسی تجهیزات پزشکی و دوره های کاروزی در بیمارستان معنی کار مهندسی پزشکی در بخش تجهیزات بیمارستان را نفهمد هیچ کس دیگر هم نخواهد فهمید. با این آدمهایی که خودشان اهل اینند که هر کاری به فکرشان رسید و توانشان قد داد بکنند و حتی به فکرشان هم نمی رسد گاهی اگر کسی کاری نکرد شاید نخواست ، با این آدمها باید با چه زبانی برخورد کرد؟ باید چه رفتاری داشت؟
 اتفاق امروز را با دوستان و هم دانشگاهی هایم در میان گذاشتم. یکی از این برخورد با نام جهل مرکب یاد کرد که بسی عبارت به جایی است. کسی که نمیداند که نمیداند ! یکی دیگر سر درد دلش باز شد که در مدت خانه نشینی اش فوبیای زن همسایه پیدا کرده از بس که هر روز زنان همسایه آمار حرکات و اعمال و تصمیماتش را رصد که نه! مورد بازجویی مستقیم قرار میدادند. و قطعا اگر واکنش دوست دیگرم نبود احتمالا اتفاق امروز به یک دوره هفت روزه کشیده میشد.

چند توصیه خداپسندانه:
۱. لطفا در زندگی شخصی دیگران دخالت نکنید.
۲. لطفا قبل از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین نگاهی به زندگی های پرعیب و ایراد خودتان بیندازید. در این مورد به شدت تاکید میکنم روی این مسئله که چراغی که به خانه خودتان رواست لطفا در خانه خودتان روشن کنید. 
۳. لطفا قبل از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین اول از آنها بپرسید آیا نظر و راهکار میخواهند؟
۴. لطفا بعد از اظهار نظر و ارائه راهکار برای زندگی سایرین دقت کنید آیا پاسخ یا نشانه ای دریافت میکنید که ادامه دهید به بذل نظر و راهکار؟ شاید سکوت طرف مقابل تمایل به ادامه مکالمه نباشد. بلکه احترام به شخصیت خودش ، دعوت شما به سکوت و یک راهکار عملی و اظهار نظر غیر کلامی برای رفتار ناشایست شما باشد.
۵. لطفا برای خدا و برای آسایش خلق خدا روی عزت نفس و اعتمادبنفس خودتان کار‌کنید. علت اصلی این رفتار فقط ضعف و حقارت شخصیت است. آدمی که به خودش مطمئن است نیازی به سرک کشیدن به زندگی بقیه ندارد. 
۶. شاید بیشتر از شما نه ولی به اندازه شما هرکس نگران و دلسوز سرنوشت خودش باشد.#کاسه_داغ_تر_از_آش

مصادره به مطلوب: اگر خیلی نگران کار و بار و زندگی جوان ترها هستید میخواستید به جای رای دادن به رئیس جمهوری که نرخ بیکاری را بالا می برد به رئیس جمهوری رای بدهید که دولت کار و کرامت را راه بیندازد:/ #برو_کار_کن
 
پی نوشت: هیچ آدمی را ندیدم که نمره سلامت روان بالایی  داشته باشد و جزو افرادی باشد که در متن ذکر کردم. توصیه ام به کسانی که از این قسم برخوردها آزرده می شوند این است که آزارندگان را به حال خودشان بگذارید. این ها حتی اگر کسی با آنها درگیر نشود با خودشان درگیرند. آنها مجرم نیستند، بیمارند.
پی نوشت دوم: دعایم برای خودم این است: صبور بمانم و جواب بی ادبی را بی ادبی ندهم. با رفتاری که از آن ازرده شدم دیگران را آزرده نکنم. برایم دعا کنید.
۹۶/۰۴/۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
روشنا

نظرات  (۷)

در اینکه اونها کار درستی نکردن شکی نیست
ولی خب میشه اینجوری هم برداشت کرد که اونها میخوان کمکت کنن...ولی خب راه درستش رو نمیدونن!
این جور چیزا تا آخر عمر با آدم هستن, مهم نحوه کنار اومدن و واکنش با ایناستت

(یکم قلمبه سلمبه شد!)

پاسخ:
بله. ممکن است. چون واقعیت برداشت تو واقعیت است و میتوان هر برداشتی کرد ! ولی من از برخوردهای مشابه و حتی بدتر از این موارد و لحن افراد چنین برداشتی نکردم.
ضمن اینکه با شما موافقم که نحوه برخورد با اینها مهارتی است که باید کسب کرد. فقط مسئله اینجاست که من فکر میکنم همه مهارتها را هم نباید ما کسب کنیم. خواهشم در این پست هم همین بود که دیگران را هم متوجه یک سری از مهارت های اجتماعی شان کنم. 
و نکته آخر جهت تاکید : این نکته ارتباطی هم در زندگی اجتماعی هم زندگی خانوادگی و بویژه در ارتباط با همسر که بخش عمده و مهمی از روابط فرد را شامل میشود و در کتابهای آموزشی این زمینه هم قید شده بسیار مهم است: تا وقتی کسی درخواست کمک و همفکری نکرده به او راهکار ندهید. نهایتا در شرایطی که فکر میکنید فرد نیاز به کمک دارد کلام را اینطور آغاز کنید که : کار هست بتونم برات انجام بدم؟ از من کمکی برمیاد؟ و تا اجازه فرد را دریافت نکرده اید به حریم خصوصی فکر او وارد نشوید.
ممنون از خوانش شما و نظرتان
یا حق
اصلا دوس ندارم روزی بیاد که فارغ التحصیلبشم و خونه بلشم و حرف ها و پیشنهادها....
ب من میگن چرا بلد نیستی برق کشی کنی:|
پاسخ:
درکت میکنم.
ولی من نیاز داشتم به یه دوره ای که برای خودم باشم. هرچند از اونچه فکر میکردم طولانی تر شد کلی هرچه داره بیشتر میگذره هدفم داره برام شفاف تر میشه. شخصیتی به دور از خلل هایی مثل این و آینده ای بدون افرادی مثل اینها!
امیدوارم موفق باشین:)
۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۲۲ قاسم صفایی نژاد
فکر کنم کم کم کامنت وبلاگ هم ببندید :D
پاسخ:
:)))))
اختیار دارید! اولا که خودم رو آدم انتقادناپذیری نمیدونم. نقد و کمک و پیشنهاد اگر معقولانه و درست باشه رو میپذیرم.

ثانیا اگر روزی بنا به این کار داشتم، بدانید که نظرات این وبلاگ همیشه برای خوانندگانی چون شما باز و چشم نویسنده به انتظار کامنت های اینچنین خوانندگانی است.

ممنون از حضور و توجه شما
۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۳ قاسم صفایی نژاد
شما لطف دارید
اگه تا استرالیا شنا کنید جز امار فرار مغز ها می شید؟
کلاس داره ها :)
یاد بنده خدایی افتادم توی کنکور رتبه ظاهرا تک یا دو رقمی اورد اما دانشگاه نرفت
وقتی پرسیدن ازش گفت می خواستم به اطرافیان بفهمانم که می تونم برم اما نمی خوام
انتخاب هایم را بر این اساس که نتوانست دسته بندی نکنن!
پاسخ:
مغزها بخوان فرار کنند راه های بهتری هم میتونند پیدا کنند ;)
ما مدتهای عطای این کلاس داشتن ها را به لقایش بخشیده ایم ! ارزانی مدعیان !

البته که این پیام قابل تقدیر هست که اون فرد اجازه نداده تایید گرفتن از بقیه براش مسیر تعیین کنه. ولی من الان مدتی هست که این اطرافیان رو هم از اطرافم حذف معنوی کردم. چرا باید کسانی رو در حلقه نزدیکان معنوی ام جا بدم که باید حتما با اثبات کردن توانایی من رو باور داشته باشند؟
برای اینکه به مرور می بینید به جای حذف معنوی دیگران خودتون رو حذف کردید
مثلا موضوعی براتون مهم که باید به نتیجه برسه و گره اش به دست شما یا نوع نگاه شماست مطمئنا {این برای اونا که دغدغه مدیریت کشور دارن:)}
اما تو امور معمولی هم ارتباط بر اساس باور مندی به توانایی ها نیست بر اساس محبته اون باور مندی برخی جاها خودشو بروز میده
این حذف معنوی تاثیرش روی باور نیست و روی محبته پس نتیجه دلخواه ازش حاصل نمیشه
محبت منظور محبت دیگران به شخص نیست بلکه برعکس محبت خود شخص به دیگران(هر چند که وابسته است)
شاید حتی در بلند مدت حس بی تفاوتی ایجاد کنه نسبت به سرنوشت دیگران یا خود

+هر چند دقیق نمی تونم در این باره چیزی بگم اما  گفتم یه چیزی گفته باشم!
پاسخ:
در مورد این مسئله کاملا حق باشماست : به مرور می بینید به جای حذف معنوی دیگران خودتون رو حذف کردید!! اما در مورد بقیه صحبت بخصوص اینکه : "شاید حتی در بلند مدت حس بی تفاوتی ایجاد کنه نسبت به سرنوشت دیگران یا خود " ترجیح میدم موافقت نکنم. چون کاملا این رو تجربه کردم که آم هرچقدر در یک سری جمع ها حضور بیشتری پیدا میکنه بیشتر هم غایب میشه از اونجاهایی که باید باشه و دز بی تفاوتیش بالا میره.

ممنون از صحبت ها و نظراتتون. ولی بتونم حتما باز هم در این ارتباط پست میذارم تا موضوع رو بیشتر بررسی کنم .
یا حق
هوالحکیم 
سلام دوست عزیز
منم واقعااحساس می کنم نیازدارم یه مدتی یه سری چیزهارارهاکنم تابتونم خیلی محکم تر وقوی تربه راهم ادامه بدم.برایت آرزوی بهترین هارادارم وهمیشه به خاطر این همه کمک ولطفی که بهم می کنی مدیونتم
پاسخ:
سلام عزیزِ جان!

ممنونم. منم برات آرزوی بهترین ها رو دارم. هرچند که همین الانش هم خودت جزو همون بهترین هایی هستی که من دارم ^_^ بهترین دوست ها !

در مورد جمله آخر هم ... !!! مزاح میفرمایید دیگه ؟! ;)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">