تابستانه- 17 تیرماه 96

به نام خدا

قسمت دوم

امروز سری به دانشگاه زدم و مثل همیشه اولین جایی که با آن تجدید دیدار کردم مزار شهدای گمنام دانشگاه بود. بعد از آن قراری داشتم با بانوی گل به گونه انداخته^_^ آن هم کجا ! در حوزه هنری ! و وقتی محیط و فضای داخلی حوزه هنری را دیدم با خودم فکر کردم چرا در مدت این چهار سال و اندی به صرافت نیفتادم وارد حوزه هنری بشوم و از امکانات و فضای آنجا استفاده کنم. کتابفروشی سوره ، فضای داخلی حوزه هنری، کتابخانه پرباری که داشت و ... و البته مصاحبت با دوست خوبی و حرفهای خوب و لحظه های خوب :) امیدوارم تا زمانی که تهران هستم بتوانم باز هم سری به آنجا بزنم و باز هم و باز هم و ..!

رواق شهادت حوزه هنری

مزار شهدای گمنام حوزه هنری

آلاچیق حوزه هنری :)

دوچرخه حوزه هنری ;)


بعد از آن هم قراری داشتم با دوست دیگرم که از بین جمعیت رهگذر زیرگذر با شاخه گلی سرخ پیدا شد و برای نهار به رستوارن سنتی خیابان بزرگمهر رفتیم ( که البته کیفیت غذای خوبی هم داشت. البته کنار دوستان نیش، نوش است و در فراقشان نوش ، نیش! ) از قسمت آخر تصویری در دست نیست;)

۰ لایک :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
بر دست هایم بشارتی سپید است که در خواب های منتظر می روید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان